{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی عصا در دست می آیی از آن دور

روزی عصـا در دسـت می آیـی، از آن دور

رَد می شَوی از کـوچـه های خـالی از نـور

از بـوی عطـری آشنـا، در یک شـبِ سـرد

می یـابَمت حتی، بـه راهت گر شوم کـور

#شیوا_صالحی
دیدگاه ها (۲)

💚💛من بی تـو می میرم، خیالت تخت باشدهی فکـر می کردم بـرایـت س...

نازنین آمد و دستی به دلِ ما زد و رفتپرده ی خلوتِ این غمکده ...

با گل گفتم: ابر چرا می‌گریدماتم‌زده...

ای در دل من میل و تمنا همه توواندر سر من مایهٔ سودا همه توهر...

با اینکه میترسم از اینکه چه خواهم نوشت اما فکری بر سرم زد شا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط