{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید یکے باشد ...

باید یکے باشد ...
یکے که دزدانه نگاهش کنے
دزدانه راه رفتنش را بپایے
و دزدانه ببوسے اش
و محکم بغلش کنے
و در حضورش
طعمِ تلخےقهوه ات را نفهمے
باید یکے باشد ...
که وقتے دلت براے
مداد رنگے هاے کودکے ات تنگ شد ،
به ناخن هایش خیره شوے
و سوار بر رنگین کمانے
به کودکے ات سفر کنے
باید یکے باشد ...
یکے که حصارِ تنهایےات را بر هم زند
و به تو بگوید
که دوستَت دارم
آدم است دیگر
و آدمے به همین
دوستَت دارم هاست
که زنده است
دیدگاه ها (۱)

.گاهےخوابت را مےبینمبے صدابے تصویرمثل ماهے در آب های تاریککه...

یاد قلبت باشدیک نفر هست که این جابین آدم هایے که همه سرد و غ...

گاهے وقتها دیر مے‌‌فهمے‌.....که خیلیےراحت فراموش میشے‌اونقد ...

اشک هاحرف هاے نگفته ے من هستندکه هر شبروے کاغذ گونه هامےنویس...

مردی در ساحل...[پارت دهم]نسیم شبانه آرام‌تر شده بود.موج‌ها ه...

چند پارتی «قلب یخی و دختر آفتابی»چند روزی گذشته بود…اما دیگر...

ات: خب امروز یونگی کمپانیه و منم شیطنتم گل کرده خرابکاری کنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط