{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران که می آید...

باران که می آید...
یک نفر،
با لبخندی ، نفس عمیقی می کشد و می گوید: واو چه بوی خوشی می آید
و یک نفر
با چشمانی خیس تر از خیابان
کارتون هایش را جمع می کند و می گوید: خدایا تمام زندگی ام خراب شد...
دیدگاه ها (۱)

در خانه ی ما …مادرم سه قانون داشتعاشق شو …عاشق بمان … و عاشق...

من را شمعدانی ای بداندر گلدانی کوچک که بیشتر از آب و آفتاب ب...

نمی فهمموقتی به نماز می ایستممن ، تو را می خوانم… ؟!یا تو ، ...

گاهی اونقدر خدا زود به خواسته مون جواب میده که باورمون نمیشه...

🍂🍁 پاییز که می‌آید، جاده‌ها قصه‌گو می‌شوند...باران آرام می‌ب...

رمان انفجار و امید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط