{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیشی بی اعصاب من

پیشی بی اعصاب من
پارت اول

نظر شما مهم نیست چه بگین نه نویس چه بگین بنویس من فن فیکم رو می‌نویسم چه دوست داشته باشین چه نه

ویو ریوکی

آروم چشمام رو باز کردم و به اطرافم نگاه کردم همه دیوار ها سفید بود ب چپ ی دارو تو هوا پیچیده بود به سمت چپ که نگاه کردم اولین چیزی که دیدم سِرمی بود که به دستم زده بودن ، سرم گیج می‌رفت به سمت دیگه که نگاه کردم پنجره باز با پرده آبی رنگی رو دیدم که ازش نسیم ملایم به داخل اتاق وارد میشد

همه جا ساکت بود بدون حتی یک صدای آروم که بعد از چند دقیقه فکردن در اتاق باز شد و دکتر وارد اتاق شد

بعد از معاینه لبخندی بهم زد و ازم پرسید

دکتر: حالت چطوره؟
ریوکی: سرم گیج می‌ره و کل بدنم درد می‌کنه
دکتر: خب شما چند روز پیش ( ۲ روز پیش ) یه تصادف داشتید ما همه‌ی تلاشمون رو برای نجات شما و خانوادتون کردیم ولی متاسفانه نتونستیم نجاتشون بدیم ، پدر و مادر تون فوت شدن

بعد از شنیدن این جمله ها از دکتر نگاهم رو ازش گرفتم و از پنجره به آسمون نگاه کردم یعنی الان پدر و مادرم اون جا دارن منو تماشا می‌کنن؟

بعد از چند ثانیه دکتر آروم از کنار تختم رد شد و به سمت در رفت ولی قبل از اینکه در رو باز کنه به سمتم برگشت و با لحنی مهربون گفت

دکتر: اگه اتفاقی افتاد یا چیزی نیاز داشتی می‌تونی بهمون بگی😊

بعد آروم در رو باز کرد و از اتاق خارج شد

همه جا زیادی ساکت بود دیگه کم کم داشتم کلافه میشدم که صدای...

اینم پارت اول امید وارم خوب شده باشه

شرایط برای پارت بعد
۱۲ لایک
۱۵ کامنت
دیدگاه ها (۳۱)

پیشی بی اعصاب من پارت دوم که صدای باز شدن توجه ام رو به خودش...

زندگی پردردسر پارت ۳۲کاور تغییر کرد بعد از اینکه غذا رو خور...

سلام سلام اومدم برای معرفی اسم فن فیک: پیشی بی اعصاب من تو ا...

زندگی پردردسر پارت ۳۱باکوگو: دِ گوشم رو ول کن میتسوکی: به هم...

پیشی بی اعصاب من پارت چهارم میتسوکی وارد اتاق میشه و دستش رو...

زندگی پردردسر پارت ۲۳مینا: این که دست خط ریوکی عه😂ایزوکو: مط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط