The Rift Between Us
" The Rift Between Us "
part"¹⁴
,, زوئی ,,
از پله ها پایین رفت که با دختری رو برو شد دختر لباس باز و زرد رنگی پوشیده بود ، دختر نگاهی به زوئی انداخت و با تعنه گفت ,س, هه پس تو پرنسس اسکالمایی ,, زوئی سرتاپای دختر رو برنداز کرد ,ز, بله من پرنسس زوئی نایب السلطنته اسکالما هستم و شما ,, نیا گفت ,ن, ایشون دختر وزیر خزانه و دختر بانو ارکیده عمه ی شاهزاده هستند ,, زوئی مثل خودش باهاش برخورد کرد و گفت ,ز, هه تو دختر وزیر خزانه ای و جرعت میکنی اینطور گستاخانه با من رفتار کنی ,, دختر به شدت حرصی شد و برای اینکه کم نیاورد گفت ,س, در ضمن به زودی قراره با شاهزاده ازدواج کنم یعنی من هم در آینده قراره ملکه بشم ,, در دلش گفت ( این شغال دزد عجب سلیقه بدی داره 😂) ,ز, فعلا که فقط دختر وزیر خزانه ای حد خودتو بدون ,, بعد گفتن این حرف از کنارش رد شد ,ز, آ راستی اونیکه دفه قبل اومد پیشم و عصبانی شدم کی بود,, ,ن, پرنسس آنورا خواهر شاهزاده ,, ,ز, میتونی منو ببری پیشش انگار یه معذرت خواهی بهش بدهکارم ,, ,ن, حتما معمولا این موقع تو باغ به گل هایش میرسه,, زوئی همراه نیا به باغ قصر رفت آنورا با دیدن زوئی دست از کار کشید و به او خیره شد ,ز, ببخشید مزاحمت شدم فقط میخواستم بگم متاسفم که اون روز اون طوری رفتار کردم رفتارم دست خودم نبود ,, ,آ, اشکال نداره منم تو همچین موقعیتی بودم معلوم نبود چه رفتاری میکردم ولــــــــی ,, زوئی سوالی بهش نگاه کرد ,آ, اگه کمکم کنی به اینا آب بدم شاید بخشیدمت ,, دختر که انگار خوشحال شده بود گفت ,ز, با کمال میل ,, نیا آبپاشی برای زوئی آورد و دختر شروع به ای دادن کلا کرد ,ز, راستش منم یه باغ گل داشتم😃 اما😔میشل نمیزاشت خودم بهشون آب بدم ,, ,آ, حتما خیلی بهتر سخت گرفته ,, ,ز, اره همش میگفتم به پرنسس نباید این کارو بکنه یه پرنسس نباید این رفتار رو داشته باشه منم کور کورانه میگفتم چون دوستم دارم میخواد بهترین ملکه بشم ,, ,آ, میشه از این به بعد دوست باشیم من هیچ وقت دوستی نداشتم ,, ,ز, مگه دختر عمت نیست ,, ,آ, سوفی؟ اصلا حرفشم نزن اصلا ازش خوشم نمیاد انگار نه انگار من پرنسسم جوری رفتار میکنه انگار اون پرنسسه ,, ,ز, منم ازش خوشم نمیاد چند دقیقه پیش حالشو گرفتم ,, ,آ, واقعا تعریف کن چیشد ,,
و اینگونه غیبت های این دو بزرگوار شروع شد💅🏼
💚
part"¹⁴
,, زوئی ,,
از پله ها پایین رفت که با دختری رو برو شد دختر لباس باز و زرد رنگی پوشیده بود ، دختر نگاهی به زوئی انداخت و با تعنه گفت ,س, هه پس تو پرنسس اسکالمایی ,, زوئی سرتاپای دختر رو برنداز کرد ,ز, بله من پرنسس زوئی نایب السلطنته اسکالما هستم و شما ,, نیا گفت ,ن, ایشون دختر وزیر خزانه و دختر بانو ارکیده عمه ی شاهزاده هستند ,, زوئی مثل خودش باهاش برخورد کرد و گفت ,ز, هه تو دختر وزیر خزانه ای و جرعت میکنی اینطور گستاخانه با من رفتار کنی ,, دختر به شدت حرصی شد و برای اینکه کم نیاورد گفت ,س, در ضمن به زودی قراره با شاهزاده ازدواج کنم یعنی من هم در آینده قراره ملکه بشم ,, در دلش گفت ( این شغال دزد عجب سلیقه بدی داره 😂) ,ز, فعلا که فقط دختر وزیر خزانه ای حد خودتو بدون ,, بعد گفتن این حرف از کنارش رد شد ,ز, آ راستی اونیکه دفه قبل اومد پیشم و عصبانی شدم کی بود,, ,ن, پرنسس آنورا خواهر شاهزاده ,, ,ز, میتونی منو ببری پیشش انگار یه معذرت خواهی بهش بدهکارم ,, ,ن, حتما معمولا این موقع تو باغ به گل هایش میرسه,, زوئی همراه نیا به باغ قصر رفت آنورا با دیدن زوئی دست از کار کشید و به او خیره شد ,ز, ببخشید مزاحمت شدم فقط میخواستم بگم متاسفم که اون روز اون طوری رفتار کردم رفتارم دست خودم نبود ,, ,آ, اشکال نداره منم تو همچین موقعیتی بودم معلوم نبود چه رفتاری میکردم ولــــــــی ,, زوئی سوالی بهش نگاه کرد ,آ, اگه کمکم کنی به اینا آب بدم شاید بخشیدمت ,, دختر که انگار خوشحال شده بود گفت ,ز, با کمال میل ,, نیا آبپاشی برای زوئی آورد و دختر شروع به ای دادن کلا کرد ,ز, راستش منم یه باغ گل داشتم😃 اما😔میشل نمیزاشت خودم بهشون آب بدم ,, ,آ, حتما خیلی بهتر سخت گرفته ,, ,ز, اره همش میگفتم به پرنسس نباید این کارو بکنه یه پرنسس نباید این رفتار رو داشته باشه منم کور کورانه میگفتم چون دوستم دارم میخواد بهترین ملکه بشم ,, ,آ, میشه از این به بعد دوست باشیم من هیچ وقت دوستی نداشتم ,, ,ز, مگه دختر عمت نیست ,, ,آ, سوفی؟ اصلا حرفشم نزن اصلا ازش خوشم نمیاد انگار نه انگار من پرنسسم جوری رفتار میکنه انگار اون پرنسسه ,, ,ز, منم ازش خوشم نمیاد چند دقیقه پیش حالشو گرفتم ,, ,آ, واقعا تعریف کن چیشد ,,
و اینگونه غیبت های این دو بزرگوار شروع شد💅🏼
💚
- ۲۴
- ۱۱ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط