بـﮧ من « واژه » قرض می دهی ؟
بـﮧ من « واژه » قرض می دهی ؟
دلم می ترکد از حرفهای ناگفتـﮧ و واژه کم آورده ام
جاده ی حیــاتــم گم شده است
طرح یک « جـــاده » را برایم ترسیـــم می کنی ؟
خورشیــد با من قهـــر است !
بـﮧ عشـــــوه می نگرد مرا
« خورشیــــد دلت » را با من سهیــــم می شوی ؟
من شریکـــــ بی خوابیت شدم
خوابــهایم گریختـﮧ اند
« خوابــهایت » را با من قسمت می کنی ؟
حنجــره ام بی فریاد خشک شده
تــو « فریـــاد » من می شوی ؟
تـارهای احسـاسـم زنگار گرفتـﮧ اند
« زنگارش » را می زدایی ؟
تنــــم به گرد و غبار تنهـــــایی سنگین است
سرما تا عمـــق استخوانهایم ریشـﮧ کرده
« گرمـای تنت » را دریغـــم نمی کنی ؟
لبهــایم از عطش بوسـﮧ تناسـﮧ بستـﮧ
بـﮧ غنچـﮧ ی « بوســﮧ هایت » سیــرابش می کنی ؟
غــــم سینـﮧ ام را می درد
« مرهم » دردهای من می شوی ؟
بی تو دنیــــایم هیچ است
دنیــای من می شوی؟?
..
دلم می ترکد از حرفهای ناگفتـﮧ و واژه کم آورده ام
جاده ی حیــاتــم گم شده است
طرح یک « جـــاده » را برایم ترسیـــم می کنی ؟
خورشیــد با من قهـــر است !
بـﮧ عشـــــوه می نگرد مرا
« خورشیــــد دلت » را با من سهیــــم می شوی ؟
من شریکـــــ بی خوابیت شدم
خوابــهایم گریختـﮧ اند
« خوابــهایت » را با من قسمت می کنی ؟
حنجــره ام بی فریاد خشک شده
تــو « فریـــاد » من می شوی ؟
تـارهای احسـاسـم زنگار گرفتـﮧ اند
« زنگارش » را می زدایی ؟
تنــــم به گرد و غبار تنهـــــایی سنگین است
سرما تا عمـــق استخوانهایم ریشـﮧ کرده
« گرمـای تنت » را دریغـــم نمی کنی ؟
لبهــایم از عطش بوسـﮧ تناسـﮧ بستـﮧ
بـﮧ غنچـﮧ ی « بوســﮧ هایت » سیــرابش می کنی ؟
غــــم سینـﮧ ام را می درد
« مرهم » دردهای من می شوی ؟
بی تو دنیــــایم هیچ است
دنیــای من می شوی؟?
..
- ۳۷۸
- ۱۵ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط