شهر من من به تو می اندیشم نه به تنهایی خویش
شهر من من به تو می اندیشم نه به تنهایی خویش
از پس شیشه تو را میبینم که گرفتی مرا در بر خویش
من وضو با نفس خیال تو میگیرم و تورا میجویم
و به شوق فردا که تو را خواهم دید چشم به راه میمانم
تن من پاره ای از آن تنه توست
و قشنگ ترین شب های پر ستاره سب توست
...
از پس شیشه تو را میبینم که گرفتی مرا در بر خویش
من وضو با نفس خیال تو میگیرم و تورا میجویم
و به شوق فردا که تو را خواهم دید چشم به راه میمانم
تن من پاره ای از آن تنه توست
و قشنگ ترین شب های پر ستاره سب توست
...
- ۲.۱k
- ۲۱ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط