{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفیق بغض هر شبم

رفیق بغض هر شبم
هوای گریه و تبم
به گریه های من بگو
خیال دیدن تو کو
ای عشق تمام حسرت هنوزم
دلیل آه سینه سوزم
ببر مرا به ناکجا عشق
ای درد ببین به استخوان رسیدی
همین که از دلم بریدی
ببر مرا به هرکجا عشق
خیال خنده های تو شد آرزوی هر شبم
به چشم های تو قسم که جان رسیده بر لبم
خزان شد و نیامدی
عزیز لحظه های من
اگر ندیدمت تو را تو گریه کن برای من
ای عشق تمام حسرت هنوزم
دلیل آه سینه سوزم
ببر مرا به ناکجا عشق
ای درد ببین به استخوان رسیدی
همین که از دلم بریدی
ببر مرا به هرکجا عشق
نفس های تو را آن روزگار در شیشه پر کردم
هوای روز های بودنت را همچنان دارم
دیدگاه ها (۱)

تویِ رابطهیه |متعهدِ واقعی| داریمیه |پنهان کارِ زبردست|یادتو...

عشقت،حبه قندی بودکه در چای دلم حل شد!حالا ببین منِ تلخ کام ر...

چشمهایش چاله های نیایش بود ...یه دیونه ...

به طاقتی که ندارم ،کدام بار کِشم ؟یه دیونه ...

مرا بگیر و ببر تا سکوت و تنهایی …مرا بگیر و ببر هرکجا که آنج...

نام فیلم (the words)

نمی‌فهمم نمی خواهی مرا دیگر و زین پس هان؟!نمی دانم تمام است ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط