شهریار شاعری به درونم خواند که این حرف ها برای شعر تو اصل
شهریار شاعری به درونم خواند که این حرف ها برای شعر تو اصلا صرف نمیشود
درونم باز غوغایست
تاریخ نویسی قدمت تورا در روحم کاوید و گفت بی نهایت
مهندسی در درونم محاسبه کرد شمار مژه های چشم چپت را
زیست شناسی در قلبم به تشریح اجزاء عشقمات نشست و در خون خویش مرد
چندین هزار دزد در تو دنبال راه فراری از دست پلیسی درون من
چندین هزار قفل درونم به عشق باز شدن با کلید تو مانده که زنگ زده اند
کلی خط روی سطرم به عشق تو نقطه ی اخر خطم
مینویسم برایت سرطان خونم که در قندی و در نمکی
اصلا نگتو خود به خودی یک سرم قندی نمکی
درگیر نوشته و فکرم نصف این شهر
درگیر مویت فکرم بچرخد نصف شب دور شهر...
کپی نکن :)
درونم باز غوغایست
تاریخ نویسی قدمت تورا در روحم کاوید و گفت بی نهایت
مهندسی در درونم محاسبه کرد شمار مژه های چشم چپت را
زیست شناسی در قلبم به تشریح اجزاء عشقمات نشست و در خون خویش مرد
چندین هزار دزد در تو دنبال راه فراری از دست پلیسی درون من
چندین هزار قفل درونم به عشق باز شدن با کلید تو مانده که زنگ زده اند
کلی خط روی سطرم به عشق تو نقطه ی اخر خطم
مینویسم برایت سرطان خونم که در قندی و در نمکی
اصلا نگتو خود به خودی یک سرم قندی نمکی
درگیر نوشته و فکرم نصف این شهر
درگیر مویت فکرم بچرخد نصف شب دور شهر...
کپی نکن :)
- ۱.۰k
- ۱۳ شهریور ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط