{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنها امید زندگیم پارت ۱

تنها امید زندگیم پارت ۱

سلام من ات هست و ۲۴ سالمه من عضو هشتم بی تی اس هستم و از این موضوع خیلی خوشحالم من تقریبا ۶یا ۵ سالی میشه که وارد گروه بی تی اس شدم

ویو تهیونگ
امروز میخواستم برم ورزش‌ که از بیمارستان بهم زنگ زدن و گفتن مامانم تصادف کرده
برای یک لحظه توی شوک موندم بعد سریع ماشینم رو برداشتم و به سمت بیمارستان حرکت کردم
تنها کسی که میتونستم بهش بگم ات بودم چون اون توی سختی هام بهم امید میداد نمیخوام بقیه اعضای گروه رو تو دردسر بندازم

ویو ات
داشتم میرفتم تمرین که یهو تهیونگ بهم زنگ زد
ات :الو تهیونگ
تهیونگ: ات ماشین زده به مامانم (با گریه )
ات :باشه آروم باش همین الان میام
امروز یک پارت دیگه میزارم
دیدگاه ها (۱)

رمان آیدل پارت ۱ ویو ات سلام من است هستم ۲۲ سالمه و در ایران...

فیک تهیونگ

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

پارت۱

تنها امید زندگیم پارت ۴ویو راوی :ات بعد از ۵ دقیقه به داخل ب...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دهمویو تهیونگهمون روز، جیمین زن...

#میکاپ_آرتیست_من

رمان تهکوک

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁰ویو: جونگ کوکصبح با نور افتاب بی...

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط