{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من در شب

من در شب
با تو
تمام امتداد روز ی پر هیاهو را قدم می زنم
و شب برای من آغاز است
آغاز ی با فصل های گوناگون
آری
شروع یک آغوش گرم
همچون کودک تازه متولد شده
که نیازمند آغوش است
آری من با تو ای خدای مهربان
شب را آهسته قدم میزنم
دیدگاه ها (۱)

و در من زنی مرده است ،بس که عاشق نشد،بس که کسی برایش گل نیاو...

پل معلق پیرتقی، هشتجین، اردبیلپل معلق پیرتقی در دره های عمیق...

صبح بخیر به چشمات برای چشمهایی که همه چیزاز آنجا شروع

عاشقانه های شبنم

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

#خدایا...به تو سپردم آنچه را کهنه در خِردم میگنجد،نه در توان...

شنیدن صدایتنجوای مهربان کلامتدیشب در تاریکی بغض و دلتنگیطلوع...

نامه ای برای اونیکه دوستش دارم🌸🫂🧿🌐تو را دوست دارم‌بیش تر از ...

چشم مےبندم خودم را لحظہ‌اے گم مےڪنمدست و آغوش «تو» را عالے ت...

رمان تهیونگ و جنی

محـــبوبِ مـن!پاییزِ عـزیـزمـان آمـده است🍁#محمد_صالح_علاءچند...

عاشقانه های شبنم درکنار مادر خوبم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط