{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لعنتی !

لعنتی !
انگار دل مرا با صندوق صدقات اشتباه گرفته ای ... !
هرازگاهی سکه سیاه ِ محبتت را در آن می اندازی و
پیش خودت فکر می کنی که مستحقی را شاد کردی ... !!!
نه ، نه ، نه ... شادی نکن پیش ِ خدای دلت !!
این صندوق ، دل ِ مــــن است و
دل من ، همه من است ... سکه هایت را جمع کن و تا می توانی دور شو ... !
پشت سرت را هم نگاه نکن ...!!
دیدگاه ها (۲)

...

می شنوی ؟ اینجا صدایِ بی تفاوتی هاهمه جا را پر کرده است اینج...

نفسم از نفست در تب و تاب افتاده...از "دم" و "بازدم"ام عطر ت...

مغرور باش بانودرد داری و باز همزنی و قویگلی و زیباقلعی و نرم...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

مرگبار زیبا

فرشته کوچولو........پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط