بسم رب المشتاقین...
بسم رب المشتاقین...
تنها به تو دل بستم...
و این هنر نیست وقتی که جز تویی نیست
هنر, محبت بی دریغ توست خدای من
بر این بنده ی گناهکار
هنر, التفات خدایی توست که با آن عظمت و جلال ربوبی
به نجوای نمازم گوش میدهی
نمازی که در آن همه چیز هست جز یاد تو...
هنر...
نگاه رحمت توست بر این بنده ای که فراموش کرده برای چه در این "دامگه حادثه" افتاده ست
نادانی که گمان میکند آمده تا به میل خود چند صباحی خوش بگذراند و برود
سفیهی که خیال میکند هرگونه به هستی و فلسفه اش هر طور به عاقبت جهان و ارواح بیندیشد همانگونه خواهد شد!
نام تو بر زبان می راند اما چنان زندگی میکند که نه انگار دست تدبیر و عنایت توست که بالای هر دستی ست
...یدالله فوق ایدیهم...
چنان می تازد و افسار میدرد که گویی نه قبری هست و نه قیامتی
و نه بزرگ پروردگاری که شرمش کند
خدای من
تمام من تویی
جسم و جانم
روح و روانم
فکر و زبانم
احساسم
دلم
امیدم
آشنایم
مرا چه شود که دل به غیر بندم
ننگ بر من باد اگر رضای تو را به رضای عالم بفروشم
الهی یسر و اعن...
عبارت داخل گیومه از حافظ شیراز
تنها به تو دل بستم...
و این هنر نیست وقتی که جز تویی نیست
هنر, محبت بی دریغ توست خدای من
بر این بنده ی گناهکار
هنر, التفات خدایی توست که با آن عظمت و جلال ربوبی
به نجوای نمازم گوش میدهی
نمازی که در آن همه چیز هست جز یاد تو...
هنر...
نگاه رحمت توست بر این بنده ای که فراموش کرده برای چه در این "دامگه حادثه" افتاده ست
نادانی که گمان میکند آمده تا به میل خود چند صباحی خوش بگذراند و برود
سفیهی که خیال میکند هرگونه به هستی و فلسفه اش هر طور به عاقبت جهان و ارواح بیندیشد همانگونه خواهد شد!
نام تو بر زبان می راند اما چنان زندگی میکند که نه انگار دست تدبیر و عنایت توست که بالای هر دستی ست
...یدالله فوق ایدیهم...
چنان می تازد و افسار میدرد که گویی نه قبری هست و نه قیامتی
و نه بزرگ پروردگاری که شرمش کند
خدای من
تمام من تویی
جسم و جانم
روح و روانم
فکر و زبانم
احساسم
دلم
امیدم
آشنایم
مرا چه شود که دل به غیر بندم
ننگ بر من باد اگر رضای تو را به رضای عالم بفروشم
الهی یسر و اعن...
عبارت داخل گیومه از حافظ شیراز
- ۱.۱k
- ۰۵ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط