{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی از نرفتن ها ولی این بارهم

گفته بودی از نرفتن ها ولی این بارهم
سینه ام از درد دوری بس مکدر می شود

سهم من از باتو بودن باز هم فرهاد من
اشک چشمی در وداعی تلخ و آخر می شود
دیدگاه ها (۱)

یواشکی هایمان را خیلی دوست دارم جایی که فقط منم و تو و خدای...

خواستم بڪَویم...اما نشد...دیدم خاطره شد...از همان لحظه شروع....

فصل دلتنگی که بیاید...آدم ها هم کوچ می کنند...از کسی که دوست...

گفته بودی چرا محو تماشای منیآنچنان مات حتی مژه بر هم نزنیمژه...

تن خیس بارون وباور نکن تو با اشک دل خون و پر پر نکن میون دل ...

درد عشقی در دلم دارم ،نمی داند کسی همچوابر ی اشک می بارم نمی...

باز باران با ترانه می‌خورد بر بام خانه خانه ام کو؟خانه ات کو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط