{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب گفتم بیایی برای آخرین بار،دلم میخواست که امشب بگیرمت

امشب گفتم بیایی برای آخرین بار،دلم میخواست که امشب بگیرمت توآغوش،که فردای بی توبودن هرگزنشه فراموش،
دلم برات تنگ شده نیستی تواین بارپیشم،نقشت رودیوارمیگه ازت جدانمیشم.....
دیدگاه ها (۱)

.

.

چه زیباست برای توزیستن برای توماندن و بپای توسوختنوچه تلخ وغ...

به همین سادگی رفتی وبی خداحافظی عزیزم سهم توشد روزتازه سهم م...

کپشنو نخون

@nphotography

shede and shineپارت 1(یادم رفت بگم یوری و لونا و جونگین سون...

....پنج پارتی از جیمین ....

White Lotus | Part 33سه سال گذشته بود.سوآ بعد از پایان تور ج...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:78بوسه هر لحظه حرارت بدنشان را افزایش میداد. دست...

p25هوا تاریک شده بود.خانه‌ی سویون، برخلاف همیشه، امشب ساکت‌ت...

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۱۲

"یک خانه دو دیوانه"فصل اولپارت 1رزاواخر پاییز بود.از اون پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط