{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

محبوبم دفتر به دفتر دردهایم را کم می‌آورد مدادی که به تحل

محبوبم دفتر به دفتر دردهایم را کم می‌آورد مدادی که به تحلیل می رود
با من دیگر چه بنویسم
از مشق‌های ناتمام ِ کودکی، از عاشقانه‌های نیمه کاره‌ی جوانی، یا ادامه‌ی شعر اکنون پیری که نام ندارد، سیلی خورده‌ی کدام تقصیر، گوشمالی
شده‌ی کدام عذر، تیپا
خورده‌ی کدام تقاصِ ،کدام
مدارا، گردنگیر شاعر ِ پناه آورده به تک چراغ نیم‌سوز در اتاقک، در بسته‌ست حالا که تو می‌خواهی
اعتراف می‌کنم من هر شب از دریچه‌ی هزار رویا بیرون زده‌ام
که تکلیفی جز عشقبازی با کلمات نداشتم.
دیدگاه ها (۱)

یاد ِ آن روزی که ما هم "آب بابا" داشتیمدفتر ِ خط خورده ی ِ م...

یاد ِ آن روزی که ما هم "آب بابا" داشتیم دفتر ِ خط خورده ی ِ ...

یاد ِ آن روزی که ما هم "آب بابا" داشتیمدفتر ِ خط خورده ی ِ م...

اوه خدای‌من!احساس میکنم گم شده‌ام . نمی‌دانم کجام و قراره چی...

میرسلیم خدایگان

یاد ِ آن روزی که ما هم "آب بابا" داشتیمدفتر ِ خط خورده ی ِ م...

پارت ۳۱ ساعت هفت و پنجاه دقیقه‌ی شب...جونگ‌کوک جلوی خانه‌ی ق...

🎼 شایان جهانشاهیاعوذباللّٰه از دلتنگی پاییز ، از سوز سرمای غ...

مرگبار زیبا

.#پیام_مخاطبین در مورد تجربه ۱۳۷۰خواهر من هم سرطان سینه گرفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط