{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ییک شب هایی هم هست دستت به قلم نمی رود اسم این شب ها را

ییک شب هایی هم هست دستت به قلم نمی رود اسم این شب ها را گذاشته ام شبی که واژه سر گردان است باید تو باشی,بنشینی روبه رویم خیره شوی به من تا بنویسم طرز نگاه کردنت را تا این واژه ها ی سرگردان کمی آرام بگیرن می شود هم کمی لبخند بزنی گناه دارن کلمات بیچاره از بس از نبودنت نوشتمشان رنگ باخته اند می خوام با قلم وکاغذ مست کنم ..باواژه ها
فقط مانده ام با چشمانت چه کنم ..می شود چشمانت انتشاره نوشته هایم باشند ?
ود صفحه اول بنویسم تقدیم به عطر بودنت ....می شود ....?
میخوام از آمدن بنویسم واز ماندن ....
دیدگاه ها (۰)

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

یک شب‌هایی هم هستدستت به قلم نمی‌رود!اسم این شب‌ها را گذاشته...

یک شب‌هایی هم هستدستت به قلم نمی‌رود!اسم این شب‌ها را گذاشته...

یک شب هایی هم هستدستت به قلم نمیرود!اسم این شب ها را گذاشته ...

یک شب هایی هم هستدستت به قلم نمیرود!اسم این شب ها را گذاشته ...

یک شب هایی هم هستدستت به قلم نمیرود!اسم این شب ها را گذاشته ...

یک شب هایی هم هستدستت به قلم نمیرود!اسم این شب ها را گذاشته ...

یکـ شبـ هاییـ همـ هستـ که #دستمـ_به_قلمـ_نمی_رود !#اسمـ اینـ...

باید این‌بار قلم را طور دیگر برایت به رقص درآورم.تا بدانی چو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط