{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی زنی بسیار زشت رو نصیبش شد، شبی زن با ناز و غمزه فراو

مردی زنی بسیار زشت رو نصیبش شد، شبی زن با ناز و غمزه فراوان از مرد پرسید که باید از که رو بپوشاند و نزد که رویش باز باشد؟
شوهر گفت:از من بپوشان بقیه را مختاری

عبید زاکانی
دیدگاه ها (۱)

مرا برای دزدیدن تکه نانـی به زندان انداختند!! و پانزده سال ...

تصویری بسیار نایاب از تاج الملوک همسر رضا شاه و مادر محمد رض...

یک دلال املاک به نام چارلز #بایکوت آنقدر منفور بود که نامش و...

"در کشور بوتان تا سال 1999 ماریجوآنا به عنوان علوفه به خوک ه...

حکایت آموزنده معامله با خدا مردی داخل بقالی محله شد ، و از ب...

گردباد خونین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط