{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از دوسال پارت جدید دادم😅

بعد از دوسال پارت جدید دادم😅
نام رمان:آواز شیطان
پارت:3


*در برجVها*


ولوت:خب داشتی درباره قدرت چارلی حرف میزدی...
واکس با لحنی تمسخر امیز:واقعا از تو بعید بود این راضو درباره چارلی نفهمی
راوی:ولوت خیلی بهش بر خورد
ولوت با عصبانیت:هی واکس مگه بهت نمیگم بگو چرا اون زبونتو باز نمیکنی فکر کنم باید خودم بازش کنم💢
واکس:خب حالا چرا عصبی میشی وایسا مفصل برات توضیح بدم
ببین تو تا حالا به آهنگ های چارلی دقت کردی؟
ولوت:نه چطور؟!
واکس:د همینه دیگه!!
به خاطر همین هیچ کس این راضو درباره ی چارلی نفهمیده چون هیچ کس به اهنگ های چارلی دقت نمیکنه که بخواد بفهمه
ببین اگر چارلی،اهنگ هاشو یه خورده با وقارتر بخونه و درظمن درباره مهربونی و اینا نباشه اون موقع اس که متوجه میشی آهنگ های که چارلی میخونه،و اون تن صداش دقیقا شبیه صدای لیلیثه!!
ولوت:خب که چ_
*مکث*
تو الان چی گفتی؟!؟!!؟!؟!؟
واکس:همینه اره بخاطر همین چارلیو هیپنوتیزم کردم چون اون فقط صدای کسی که جهنم رو قدرتمند کرد داره و این عالیه


راوی:هر دو خندیدن ولی این خنده از خوشحال بود؛ولی نه از خوشحالی تنها بلکه از لذت بود


*در هتل*


وگی:الستور تونستی دلیل رفتار چارلی رو بفهمی؟
راوی:الستور با ارامش تمام
الستور:نوچ
وگی:نوچ؟!!!یعنی چی نوچ!!!!!!مگه منه خر به تویه خرتر نگفتم برو دنبالش چرا نرفتی هاااا؟؟؟!!💢💢💢💢
راوی:همون طور که اونا طبق معمول داشتن باهم سرو کله میزدن...
چارلی:خب خب تنبلی بسه بلند شید که میخوایم کاراهایه(با لحنی آواز خوان)کنسرت رو انجام بدیمممممم
انجل:*زیر لب*ای خدا
انجل:چارلی میشه درباره کنسرتت یه خورده توضیح بدی؟!
چارلی:باشه


*بعد از توضیح دادن*


چارلی:الان همه فهمیدن؟
همه:بلهههه
چارلی:خب این عالیه
خب بریم سراغ بخش شیرین تقسیم وظایف
انجل:نهههه
چارلی:ارههه
و خب انجل تو با هاسک کارهای خوراکی های کنسرت رو انجام میدین...
انجل:چی یعنی من باید با این پیر مرد کار کنم؟💢
هاسک:پیر مرد ننته😡😡
چارلی حالت شیطانیش دراومد:*با صدایی شیطانی*بسه دیگه!!!
راوی:همه خشکشون زد و بعد چارلی به حالت اول برگشت و ادامه داد
چارلی:خب بابا و وگی شما دوتا چون بال دارید کار های تزعینی رو انجام بدین؛اوکی؟
وگی و لوسیفر:اوکی
چارلی:نیفتی تو همه جارو مثل دسته گل تمیز میکنی خب؛اگه یه لکه رو زمین ببینم...
نیفتی:باشه حتماااا
چارلی:خب چری تو نمیخواد کاری کنی
چری:چرا اونوقت؟!
چارلی:خب باشه میتونی به انجل کمک کنی
چری:یسسسسس
چارلی:خب بکستر تو کارهای صدا و تصویر رو انجام بده
بکستر:باشه
چارلی:و الستور...
چارلی:الستور تو همراه من باش میخوام آهنگم رو تمرین کنم
لوسیفر:حالا گناهکار کم بود تو این گوجه فرنگی رو انتخاب کردی؟
*این داستان ادامه دارد*
شرایط:
20 تا لایک
دیدگاه ها (۱۶)

ساخت خودم کپی ببینم........

لوسیفر:خب اردک سیبی بابا 2+2چند میشهچارلی با فکر کردن:5؟لوسی...

😂😂😂😂😂

یه نصیحت از من داشته باشین...هیچ وقت فیلم ترسناک نبینین😅😅😂😂😂...

عه این بعد دیدن این رفتم هزبین هتل رو نگاه کردم#هزبین_هتل #ا...

پدر و دختر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط