#همسر_شهید:
#همسر_شهید:
مردهای دوروبرم حوصله خرید و بازار و این قرتی بازیها را نداشتند ،
اما محمد شبیه هیچکس نبود. تمام بازار را دور میزدیم تا یک کفش بخریم.
آشنای ما در تهران فقط پسرعمویش بود.
با خانمش خوابگاه متاهلی اسکان داشت.
من و کوثر توی آشپزخانه هرچه هنر آشپزی بلد بودیم ، سر غذاها پیاده میکردیم. محمد و حسینآقا هم بهبه و چهچهشان هوا میرفت .اگر غذا اضافه میماند ، بین خودشان تقسیم میکردند و دوتایی در حد انفجار میخوردند.😅✨
#شهید_مدافع_حرم_محمدبلباسی
به قلم و روایت همسر
مردهای دوروبرم حوصله خرید و بازار و این قرتی بازیها را نداشتند ،
اما محمد شبیه هیچکس نبود. تمام بازار را دور میزدیم تا یک کفش بخریم.
آشنای ما در تهران فقط پسرعمویش بود.
با خانمش خوابگاه متاهلی اسکان داشت.
من و کوثر توی آشپزخانه هرچه هنر آشپزی بلد بودیم ، سر غذاها پیاده میکردیم. محمد و حسینآقا هم بهبه و چهچهشان هوا میرفت .اگر غذا اضافه میماند ، بین خودشان تقسیم میکردند و دوتایی در حد انفجار میخوردند.😅✨
#شهید_مدافع_حرم_محمدبلباسی
به قلم و روایت همسر
- ۳۲۸
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط