فیک : بین راندها

پارت ۱۷۲

آخرین فینال مسابقات شروع شد.

جونگ‌کوک روبه‌روی حریفش ایستاده بود.

صدای تشویق سالن لحظه‌ای قطع نمی‌شد.

کنار رینگ، آنا، جیمین و تهیونگ ایستاده بودند.

تهیونگ آرام گفت:

ـ «این آخریه...»

جیمین جواب داد:

ـ «پس بذار بهترینش باشه.»


---

سوت آغاز.

راند اول سریع شروع شد.

حریف از همان ابتدا حمله کرد، اما جونگ‌کوک آرام بود.

جاخالی...

ضدحمله...

فاصله گرفتن.

او عجله نمی‌کرد.


---

راند دوم...

حریف فشار بیشتری آورد.

یک لحظه امتیازها به نفع او تغییر کرد.

آنا ناخودآگاه دستش را مشت کرد.

ـ «کوک...»

جونگ‌کوک فقط برای یک لحظه به گوشه‌ی رینگ نگاه کرد.

نگاهش با آنا تلاقی کرد.

آنا لبخند زد.

همین کافی بود.


---

جونگ‌کوک دوباره تمرکزش را پیدا کرد.

راند دوم را با چند حرکت دقیق به پایان رساند.


---

راند سوم...

آخرین راند.

آخرین فینال.

حریف تمام توانش را گذاشته بود.

جونگ‌کوک هم عقب نمی‌کشید.

ثانیه‌ها می‌گذشتند.

ده ثانیه...

پنج ثانیه...

سه...

دو...

یک...

سوت پایان.


---

سالن در سکوت فرو رفت.

داور برگه‌های امتیاز را بررسی کرد.

چند لحظه بعد...

دست جونگ‌کوک بالا رفت.

«برنده‌ی فینال... جونگ‌کوک!»


---

سالن منفجر شد.

تهیونگ با خوشحالی فریاد زد:

ـ «چهار از چهار!»

جیمین دست‌هایش را بالا برد.

آنا با لبخند بزرگی برایش دست زد.


---

جونگ‌کوک از رینگ پایین آمد.

سه نفر دیگر دورش جمع شدند.

تهیونگ محکم دستش را گرفت.

ـ «گفتم انجامش بده!»

جیمین خندید.

ـ «بالاخره جمعمون کامل شد.»

آنا روبه‌روی جونگ‌کوک ایستاد.

ـ «تبریک قهرمان.»

جونگ‌کوک لبخند زد.

ـ «تبریک به خودمون.»


---

چند دقیقه بعد...

هر چهار نفر دوباره کنار هم ایستاده بودند.

اما هنوز یک بخش مهم باقی مانده بود.

مراسم اهدای مدال‌ها.

تهیونگ به سکوی مراسم نگاه کرد.

بعد آرام گفت:

ـ «فکر کنم بالاخره وقتشه.»

جیمین لبخند زد.

ـ «وقت چی؟»

تهیونگ دست‌هایش را باز کرد.

ـ «مدال!»

همه خندیدند.

استاد کانگ از پشت سرشان گفت:

ـ «پس آماده باشین.»

هر چهار نفر برگشتند.

استاد کانگ لبخند می‌زد.

ـ «امروز...»

ـ «اسم باشگاه ما روی سکوی قهرمانی شنیده میشه.»

چهار نفر با افتخار به سمت مراسم رفتند.

و این بار...

تهیونگ می‌دانست چیزی که مدت‌ها منتظرش بود، بالاخره چند قدم بیشتر با او فاصله ندارد.


#رمان #فیک #فیکشن #سناریو
#namjoon #jin #suga #jhope #jimin #text #teahyung #jungkook #bts
#تهیونگ #جونگکوک #تهکوک #سناریو #وانشات #تکپارتی #بی_تی_اس
#نامجون #جین #سوکجین #یونگی #شوگا #جیمین #جیهوپ #هوسوک
دیدگاه ها (۶)

پارت یازده

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

ᴘᴀʀᴛ ۳۵ | یه روز خاصچند روز بعد...جونگ‌کوک وقتی از شرکت برگش...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۴ | «یک کلمه‌ی کو...

سناریو

پارت ۱۹۶

فیک تهکوک وارث زار

چندپارتی جونگ کوک

چند پارتی بازیچه

عنوان: فقط مال منی؟تهکوک | حسادت، عاشقانه 💜تهیونگ از وقتی جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط