خــســــــــتــــــــــه ام
خــســــــــتــــــــــه ام
مثل جوانے که پس از سربازی
بشنود یک نفر از نامزدش دل برده...
مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی
که به پرونده ے جُرم پسرش برخورده.
خستہ مثل پدرے ، کہ پسر معتادش
غرق در درد خمارے شده ، فریــــاد زده...
مثل یک پیرزنے ، کہ شده سربار عروس
پسرش پیش زنش ، بر سر او داد زده.
خستہ ام مثل زنے حاملہ ، که ماه نُہم
دکترش گفتہ بہ درد سرطان مَشکوک است...
مثل مردے کہ قسم خورده خیانت نکند
زنش به قسم خوردن آن مشکوک است.
خستہ ام کاش کسے حال مرا مے فہمید
غیر از این بغض کہ در راه گلو سَد شده است...
شده ام مثل مریضے کہ پس از قطع اُمید
در پے مُعجزه اے راهے مَشہد شده است.
مثل جوانے که پس از سربازی
بشنود یک نفر از نامزدش دل برده...
مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی
که به پرونده ے جُرم پسرش برخورده.
خستہ مثل پدرے ، کہ پسر معتادش
غرق در درد خمارے شده ، فریــــاد زده...
مثل یک پیرزنے ، کہ شده سربار عروس
پسرش پیش زنش ، بر سر او داد زده.
خستہ ام مثل زنے حاملہ ، که ماه نُہم
دکترش گفتہ بہ درد سرطان مَشکوک است...
مثل مردے کہ قسم خورده خیانت نکند
زنش به قسم خوردن آن مشکوک است.
خستہ ام کاش کسے حال مرا مے فہمید
غیر از این بغض کہ در راه گلو سَد شده است...
شده ام مثل مریضے کہ پس از قطع اُمید
در پے مُعجزه اے راهے مَشہد شده است.
- ۷۶۸
- ۱۶ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط