{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من آن شولای بارانم

من آن شولای بارانم
همان باد گریزانم
مثل موی پریشانت
به هر سوئی پریشانم
بسان برگی از
رویای پاییزی
کجا افتادم از شاخه
نمی دانم....... #شهزاد
دیدگاه ها (۳)

زردیش زیبائی استسلطان عشقبر قدومش فرش برگقصه اش شولای مرگرفت...

برگها از باد ِ سرگردان و سرمازردی و زیبائی و پروازعاشقان از ...

سلامم را تو پاسخ گو هوا سرد است می دانم بیا در باز کن این سی...

منم عمق عطش در تب صحرامنم بی سایه ای تنهای تنهانه اشکی تا فر...

نمیبخشمت p.8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط