شبی در خلوت تنهایی میان خواب و بیداری روح مرا شوق دانست
شبی در خلوت تنهایی، میان خواب و بیداری، روح مرا شوق دانستن فرا گرفت. از بزرگان ادب و اندیشه پرسیدم: "#زندگی چیست؟"
#خیام خندید و گفت: نسیمیست میان دو نیستی، بنوش پیش از آنکه بگذرد.
#فردوسی بانگ زد: میدانِ نبرد است، برای پاسداری از خاک جاویدانی به نام میهن و نیکنامی و خردورزی.
#مولانا گفت: رقصِ آفرینش است، اگر دل بلرزد.
#حافظ آرام در گوشم گفت: زندگی لحظهایست میان باده و بیداری، میان غم و شادی، فرصتی کوتاه برای رندی و پیوند زدن میان شیرینی و تلخی هستی.
#سعدی گفت: مدرسهی صبر و مهر است، اگر شاگردِ دل باشی.
#شمس گفت: آتشی است که اگر نسوزی، نمیتابی.
#عطار آهی کشید: سفری است از خود تا خدا، و بازگشتی بیپایان.
#نظامی گفت: کاروانیست گذرا، تنها آنان که در راه عشق و دانایی گام برمیدارند، از این گذرگاه نامی جاودان میبرند.
#صادق هدایت گفت: چراغیست لرزان در اتاقی تاریک، که هر لحظه ممکن است خاموش شود، اما انسان با وسواس و ناامیدی، همچنان نگاهش میکند.
#سهراب گفت: شستنِ چشم است در آبِ حضور.
#فروغ گفت: تولدی دیگر است، هر صبح که بیدار میشوی.
#شاملو گفت: زندگی فرصت کوتاهی ست برای دوست داشتن و مبارزه کردن برای انسان بودن و آزاد زیستن.
#سیمین دانشور گفت: شعلهایست که در سردترین شبها باید زنده نگهش داشت.
#ابتهاج گفت: سایهای است که با نور معنا میگیرد.
#عباس معروفی گفت: تردیدیست که به یقین نمیرسد، اما راه میسازد.
#شجریان گفت: نغمهای میان درد و امید، میان “بیا تا گل برافشانیم” و “مرغ سحر ناله سر کن.” زندگی یعنی آوازِ ماندن در جهانی که بیصدا شدن آسان است و فریاد زدن هزینههای سنگین دارد.
#محمود دولتآبادی گفت: زندگی یعنی رنج، یعنی ایستادن در برابر باد، با دستان خالی، اما دلی پر از حرمت انسان.
#بیضایی گفت: صحنهای است، که در آن باید نقشِ خود را کشف کرد.
#احمد محمود گفت: زندگی یعنی ایستادن در میان باد و باران تلخیها، با امیدی که شاید هیچ کس جز خودت نمیتواند حفظش کند.
#مسعود کیمیایی گفت: زندگی یعنی ایستادن، حتی وقتی سقوط حتمیست؛ یعنی حفظ مرام و معرفت، در جهانی که همه اهل معاملهاند.
و من، در میانِ این همه صدا و نوا، دریافتم که زندگی: "سفری کوتاهست، میان نخستین نفسِ حیرت و آخرین نگاهِ عشق
#عاشقانه#عشق#شاعر#حافظ#نظامی#فردوسی#سعدی
#متن#متن_خاص#تکست#تکست_خاص#ایران#شاعرانه
#سعدی#حافظ#فرشت#ویسگون
#خیام خندید و گفت: نسیمیست میان دو نیستی، بنوش پیش از آنکه بگذرد.
#فردوسی بانگ زد: میدانِ نبرد است، برای پاسداری از خاک جاویدانی به نام میهن و نیکنامی و خردورزی.
#مولانا گفت: رقصِ آفرینش است، اگر دل بلرزد.
#حافظ آرام در گوشم گفت: زندگی لحظهایست میان باده و بیداری، میان غم و شادی، فرصتی کوتاه برای رندی و پیوند زدن میان شیرینی و تلخی هستی.
#سعدی گفت: مدرسهی صبر و مهر است، اگر شاگردِ دل باشی.
#شمس گفت: آتشی است که اگر نسوزی، نمیتابی.
#عطار آهی کشید: سفری است از خود تا خدا، و بازگشتی بیپایان.
#نظامی گفت: کاروانیست گذرا، تنها آنان که در راه عشق و دانایی گام برمیدارند، از این گذرگاه نامی جاودان میبرند.
#صادق هدایت گفت: چراغیست لرزان در اتاقی تاریک، که هر لحظه ممکن است خاموش شود، اما انسان با وسواس و ناامیدی، همچنان نگاهش میکند.
#سهراب گفت: شستنِ چشم است در آبِ حضور.
#فروغ گفت: تولدی دیگر است، هر صبح که بیدار میشوی.
#شاملو گفت: زندگی فرصت کوتاهی ست برای دوست داشتن و مبارزه کردن برای انسان بودن و آزاد زیستن.
#سیمین دانشور گفت: شعلهایست که در سردترین شبها باید زنده نگهش داشت.
#ابتهاج گفت: سایهای است که با نور معنا میگیرد.
#عباس معروفی گفت: تردیدیست که به یقین نمیرسد، اما راه میسازد.
#شجریان گفت: نغمهای میان درد و امید، میان “بیا تا گل برافشانیم” و “مرغ سحر ناله سر کن.” زندگی یعنی آوازِ ماندن در جهانی که بیصدا شدن آسان است و فریاد زدن هزینههای سنگین دارد.
#محمود دولتآبادی گفت: زندگی یعنی رنج، یعنی ایستادن در برابر باد، با دستان خالی، اما دلی پر از حرمت انسان.
#بیضایی گفت: صحنهای است، که در آن باید نقشِ خود را کشف کرد.
#احمد محمود گفت: زندگی یعنی ایستادن در میان باد و باران تلخیها، با امیدی که شاید هیچ کس جز خودت نمیتواند حفظش کند.
#مسعود کیمیایی گفت: زندگی یعنی ایستادن، حتی وقتی سقوط حتمیست؛ یعنی حفظ مرام و معرفت، در جهانی که همه اهل معاملهاند.
و من، در میانِ این همه صدا و نوا، دریافتم که زندگی: "سفری کوتاهست، میان نخستین نفسِ حیرت و آخرین نگاهِ عشق
#عاشقانه#عشق#شاعر#حافظ#نظامی#فردوسی#سعدی
#متن#متن_خاص#تکست#تکست_خاص#ایران#شاعرانه
#سعدی#حافظ#فرشت#ویسگون
- ۱۰۰.۷k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط