{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مجلس میهمانی بود......

مجلس میهمانی بود......

پیر مرد از جایش برخاست تا به بیرون برود...
اما وقتی که بلند شد، عصای خویش را بر عکس بر زمین نهاد.....
و چون دسته عصا بر زمین بود، تعادل کامل نداشت...
دیگران فکر کردند که او چون پیر شده، دیگر حواس خویش را از دست داده و متوجه نیست که عصایش را بر عکس بر زمین نهاده.....
به همین خاطر صاحبخانه با حالتی که خالی از تمسخر نبود به وی گفت:

پس چرا عصایت را بر عکس گرفته ای؟!

پیر مرد آرام و متین پاسخ داد:
زیرا انتهایش خاکی است، می خواهم فرش خانه تان خاکی نشود.....

مواظب قضاوتهایمان باشیم....
چه زيبا گفت دكتر شريعتي:
برای کسی که میفهمد
هیچ توضیحی لازم نیست
و
برای کسی که نمیفهمد
هر توضیحی اضافه است

آنانکه میفهمند
عذاب میکِشند
و
آنانکه نمیفهمند
عذاب می دهند

مهم نیست که چه "مدرکی" دارید
مهم اینه که چه "درکی" دارید..
دیدگاه ها (۳)

برای رهبرم به کجا می نگری؟به چه می اندیشی؟ای به قربان دو چشم...

لطفا بخوونید خیلی دردناکه ‌‌,‌ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﻣﻮﺭﺍﻥ ﺍﻣﻨﯿﺘﯽ ﺯﺧﻤﯽ ﺷﺪﻩ...

جانم فدای رهبرم سیّد علی خامنه ای

رهبـــــرم ...تا مبارزه هست ...ماهم هســــــــتــیم ...

یوجین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط