{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنگامی که

هنگامی که
خاطره ات را می بوسم

درمی یابم
دیری است که مرده ام

چرا که لبان خود را
از پیشانی خاطره ی تو

سردتر می یابم
از پیشانی خاطره ی تو

ای یار
ای شاخه ی
جدامانده ی من...
دیدگاه ها (۶)

همه بهانه هایم از نبودن توستاگر باشی…اگرباشی..از هزار و یک ب...

💓 وقتی «تو»در من ...💓 هرلحظه مرور می شوی ،💓 چگونه بیخیالت شو...

سخن عشق کجا بود؟سخن عشق توییسخن و حرف وحروف و همه ی عشق تویی...

گرگ هم که باشیعاشق بره ای " خواهی شد...!!!که "تو" را به "ع...

من سراپا همہ شورم ، هیجانم با تورمزِ تمدیدِ حیاتم ؛ ضربانم ب...

پرسه در جنگل... صبح...نور خورشید آرام داخل اتاق ات افتاد.ات ...

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط