عشق دردناک²
عشق دردناک²
p¹⁷
"ویو صبح"ویو کوک"ویو ۱ هفته بعد"
از خواب بلند شدم که دیدم ا.ت نیست
پاشدم رفتم سر و صورتم رو شستم و صبحونم رو خوردم و به سمت شرکت قلابی حرکت کردم
"ویو ۲ ساعت بعد"
۲ ساعت بعد کارام تموم شد که به سمت عمارت حرکت کردم
رسیدم و کلید ماشین رو به بادیگارد دادم و رفتم داخل
+اجوما ا.ت کجاست؟
$ازم آب گرفت رفت تو اتاق
+آها باشه
رفتم توی اتاق که دیدم دست ا.ت یه قرصه و کنارش یه بسته قرص
+چی داری میخوری؟(عصبی)
_ها؟هیچی(پشت سرش قایم کرد)
+میگم ا.ت اون چیه بده
_گفتم هیچی
بسته ی قرص رو گرفتم که ا.ت گفت:
_بدش به من
روی بسته ی قرص رو خوردم که خون جلوی چشمام رو گرفت
+ا...این...تو قرص زد بارداری میخوری؟!(عصبی و داد)
_م...من...
+خفه شو فقط ا.ت منو باش فکر میکردم من مشکلی دارم بچه دار نمیشم(عه عه😂)
ادامه دارد...
p¹⁷
"ویو صبح"ویو کوک"ویو ۱ هفته بعد"
از خواب بلند شدم که دیدم ا.ت نیست
پاشدم رفتم سر و صورتم رو شستم و صبحونم رو خوردم و به سمت شرکت قلابی حرکت کردم
"ویو ۲ ساعت بعد"
۲ ساعت بعد کارام تموم شد که به سمت عمارت حرکت کردم
رسیدم و کلید ماشین رو به بادیگارد دادم و رفتم داخل
+اجوما ا.ت کجاست؟
$ازم آب گرفت رفت تو اتاق
+آها باشه
رفتم توی اتاق که دیدم دست ا.ت یه قرصه و کنارش یه بسته قرص
+چی داری میخوری؟(عصبی)
_ها؟هیچی(پشت سرش قایم کرد)
+میگم ا.ت اون چیه بده
_گفتم هیچی
بسته ی قرص رو گرفتم که ا.ت گفت:
_بدش به من
روی بسته ی قرص رو خوردم که خون جلوی چشمام رو گرفت
+ا...این...تو قرص زد بارداری میخوری؟!(عصبی و داد)
_م...من...
+خفه شو فقط ا.ت منو باش فکر میکردم من مشکلی دارم بچه دار نمیشم(عه عه😂)
ادامه دارد...
- ۲.۱k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط