*سناریو*

*سناریو*
درخواستی 🥹✨
وقتی روشون خیمه میزنی و گردنشون رو مارک میکنی

نامجون: تعجب کرده....اوو بیبی خوشم اومد اما بیا الان کتابمونو تموم کنیم

جین: وقتی میخوای ازش جداشی اون نمیذاره و باهات همین مارو میکنه


جیهوپ:عجب سانشاینم از این کاراهم بلد بودی(خنده و نکاه شیطانی😂😑)


شوگا: همراهی میکنه..


جیمین: تورو به خودش نزدیک میکنه و...


تهیونگ: اووو بیب شیطون شدی... الان باید برم تمرین اما بعد که اومدم جوابتو میدم (چشمک میزنه و میره)


جونگکوک: ا/ت یبار دیگه انجام بده خواب بودم نتونستم درست حسش کنم و دیگه خودتون بقیشو میدونید بیاید بریم سراغ زندگیمون مزاحمشون نشیم😂😂
دیدگاه ها (۶)

وقتی به عنوان خواهر ناتنی کوکی یه ایدل پر طرفداری و رفتارت خ...

..{scenario bts}.. سناریو درخاستیم مینویسم

من اومدم بعد مدتها ببینین کی برگشته ساقی مخفیتون[لقبیه که دو...

پارت ۴۶-نفوذ

My_dear_criminal P6∆بچه ها زنگ زدن گفتن اوضاع شرکت خیلی بهم...

🩸سلطنت بی پایان پارت 45🩸تهیونگ کاری نکنه که تو از من همیشه د...

من اومدم گیلیگیلی𝐌𝐲 𝐝𝐚𝐝𝐝𝐲 🍷ویو ا.تچونمو گرفتو سمت خودش برگرد...

بیمار من :)«پارت یازده»

وقتی لباسشو میدی بالا و میری تو لباسش و خودتون کیوت میکنی می...

سناریو بلولاک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط