{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرف:

حرف:
وکل مصیبات الزمان وجدتُها
سوی فرقة الأحبابِ هیّنةَ الخطبِ

وقلت لقلبی حین لجَّ بی الهوی
وکلفنی ما لا أطیقُ من الحبِ

ألا أیها القلبُ الذی قادهُ الهوی
أفقْ لا أقرَ الله عینک من قلبِ
دیدگاه ها (۱)

بوســـــه کردمبرلب مستت دلم دیوانــه شد ازغم چشمــــان مستت ...

اگر سنکم زنی سنکت ببوسماگر زهرم دهی زهزت بنوشم اگر غسلم دهی ...

پنجره ها خندیدندشاخه ها رقصیدندهمه جا بوی شکفتن جاری ستفرصت ...

هر روز صبحدوست داشتنت تازه می‌شود؛ مثل بویِ سنگکِ تازه... مث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط