پارت(۲)
پارت(۲)
اومد سمتم گفت
(علامت جیمین ÷)
÷خب خب ببین کی از دور دور با پسرا برگشته
+چی میگی با تهیونگ رفته بودم خرید
÷از کی تاحالا باید با رفیقای من بری خرید؟
+تو یکی خفه شو کسی نظر تورو نخواست
÷اوهووووو میبینم پرو شدی
+آره شدم مشکلی داری؟
÷دیگه داری زیاده روی میکنی ا/ت
+بکنم چی میشه؟
÷میزنم میکشمت هاااا
+بزننن بکش
(علامت مادر ا/ت «)
«بسسس کنینننن سرم رفت همش دارین دعوا میکنین پاشین بیاین کمک میزو بچینیم
غذا بخوریم
÷+چشم مامان
بعد غذا رفتم یکم خوابیدم
(ویو جیمین)
رفتم بال همون باری که من و تهیونگ همیشه میرفتیم تهیونگو دیدم
÷سلام
_سلام چطوری؟
÷میگم
_نگو
÷هرهر بی مزه
_باشه بابا خب بگو
÷تو توی عمارتت کلی جا و خدمتکار داری درسته؟
_آره خب چطور؟
÷به یک خدمتکار جدید نیاز نداری؟
_چرا خیلی هم نیاز دارم چرا سراغ داری؟
÷آره یک خوبشو سراغ دارم
_کی؟
÷خواهرم
_چی؟؟خل شدی؟
÷نه کاملاا هم عقلم سر جاشه
_اما...
÷اما و ولی نداریم اگر میخوایش بخوا نمیخوای بدمش به یکی دیگه
_ا/ت خودش راضیه؟
÷اون دیگه به تو ربطی نداره
_اوکی میخوامش چند؟
÷۲ میلیون یوون
_چقد کم اوک
پولو اوردن دادن به من
÷خب بیا ببرش
_اوک
رفتم خونه
÷ا/تتتتتتتت بیدار شو
+هاااا چی میگی ؟؟
÷بیا عزیزم تشریف ببر
+چی؟
÷من تورو فروختم
+چی؟؟مگه دست توعه که منو بفروشی؟؟؟
÷حالا که هست بدو وسایلتو جمع کن برو
+نمیرم
یهو در اتاقو باز اومد دستمو کشید برد بیرون از خونه انداختم توی ماشین تهیونگ
+چچییی ؟؟تهیونگ توییی
_امم آره خب از الان به بعد باید منو ددی صدا کنی
+چی چی ؟
_ددی
+اما
_ ببین ا/ت من از الان دیگه دوست داداشت نیستم ارباب و ددیتم پس بهتره رو حرفام حرف نزنی
+اوک
رسیدیم به عمارت خیلی بزرگ بود رفتیم تو یک خدمتکار اومد اتاقمو نشونم داد ساعت ۱ شب بود داشتم تو اتاقم گریه میکردم که در باز شد یک خدمتکار اومد گفت باید برم اتاق تهیونگ
پا شدم فقط یک هودی تا زانو هام با شورت داشتم رفتم تو اتاقش
_بیا بشین رو تخت
+باشه
_چی؟
+منظورم اینه که چشم
_خوبه
رفتم نشستم رو تخت که یهو.........
خب اینم پارت دو اگر خوشتون اومد لایک کنید
شرایط:
لایک:۱۱
کامنت:۱۵
اومد سمتم گفت
(علامت جیمین ÷)
÷خب خب ببین کی از دور دور با پسرا برگشته
+چی میگی با تهیونگ رفته بودم خرید
÷از کی تاحالا باید با رفیقای من بری خرید؟
+تو یکی خفه شو کسی نظر تورو نخواست
÷اوهووووو میبینم پرو شدی
+آره شدم مشکلی داری؟
÷دیگه داری زیاده روی میکنی ا/ت
+بکنم چی میشه؟
÷میزنم میکشمت هاااا
+بزننن بکش
(علامت مادر ا/ت «)
«بسسس کنینننن سرم رفت همش دارین دعوا میکنین پاشین بیاین کمک میزو بچینیم
غذا بخوریم
÷+چشم مامان
بعد غذا رفتم یکم خوابیدم
(ویو جیمین)
رفتم بال همون باری که من و تهیونگ همیشه میرفتیم تهیونگو دیدم
÷سلام
_سلام چطوری؟
÷میگم
_نگو
÷هرهر بی مزه
_باشه بابا خب بگو
÷تو توی عمارتت کلی جا و خدمتکار داری درسته؟
_آره خب چطور؟
÷به یک خدمتکار جدید نیاز نداری؟
_چرا خیلی هم نیاز دارم چرا سراغ داری؟
÷آره یک خوبشو سراغ دارم
_کی؟
÷خواهرم
_چی؟؟خل شدی؟
÷نه کاملاا هم عقلم سر جاشه
_اما...
÷اما و ولی نداریم اگر میخوایش بخوا نمیخوای بدمش به یکی دیگه
_ا/ت خودش راضیه؟
÷اون دیگه به تو ربطی نداره
_اوکی میخوامش چند؟
÷۲ میلیون یوون
_چقد کم اوک
پولو اوردن دادن به من
÷خب بیا ببرش
_اوک
رفتم خونه
÷ا/تتتتتتتت بیدار شو
+هاااا چی میگی ؟؟
÷بیا عزیزم تشریف ببر
+چی؟
÷من تورو فروختم
+چی؟؟مگه دست توعه که منو بفروشی؟؟؟
÷حالا که هست بدو وسایلتو جمع کن برو
+نمیرم
یهو در اتاقو باز اومد دستمو کشید برد بیرون از خونه انداختم توی ماشین تهیونگ
+چچییی ؟؟تهیونگ توییی
_امم آره خب از الان به بعد باید منو ددی صدا کنی
+چی چی ؟
_ددی
+اما
_ ببین ا/ت من از الان دیگه دوست داداشت نیستم ارباب و ددیتم پس بهتره رو حرفام حرف نزنی
+اوک
رسیدیم به عمارت خیلی بزرگ بود رفتیم تو یک خدمتکار اومد اتاقمو نشونم داد ساعت ۱ شب بود داشتم تو اتاقم گریه میکردم که در باز شد یک خدمتکار اومد گفت باید برم اتاق تهیونگ
پا شدم فقط یک هودی تا زانو هام با شورت داشتم رفتم تو اتاقش
_بیا بشین رو تخت
+باشه
_چی؟
+منظورم اینه که چشم
_خوبه
رفتم نشستم رو تخت که یهو.........
خب اینم پارت دو اگر خوشتون اومد لایک کنید
شرایط:
لایک:۱۱
کامنت:۱۵
۱۳.۰k
۱۵ بهمن ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۱۵)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.