{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به جا رسدم ه دگه خل چزا برام مهم نستن

, , به جايي رسيدم كه ديگه خيلي چيزا برام مهم نيستن...
جايي كه وقتي يكي دلمو ميشكنه مثل آب خوردن ميذارمش كنار...
جايي كه با ديدن بي معرفتيا ميگم"به درك"
ديگه نه از ديدن كسي ذوق زده ميشم...
نه با رفتن كسي ناراحت...
بي احساس نبودم...
يه كسايي اومدن تو زندگيم و يسري باور هامو از بين بردن...
همونايي كه ادعا ميكردن "دوستم دارن"
از اين به بعد پشت سر كسي آب نميريزم كه برگرده...
هركس رفت...
"به سلامت"
دیدگاه ها (۱۴)

قصد و نیت این چ بوده است عایا!؟من یک بزم؟جاندار جانداره؟گشنم...

ﺁﺧﺮﺍﯼ ﺷﺐ ﻣﯿﺸﻪ ...ﺧﺴﺘﻪ ...ﻣﯿﺮﯼ ﺑﯽ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍ ﺭﻭﯼ ﺗﺨﺘﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﯿﮑﺸ...

حکـــايت تلـــخيـــست ...مانــــــده ام بــــــراي تــــــــ...

________________________تو در تخت...من در تخت...تو با او...م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط