my black rose
my black rose
(رز سیاہ من)
میتسو:خوشبختم میتسو ھستم
جیمین:اوہ رزان چہ دختر زیبایی داری!
رزان:معلومہ
سولار:خوب دیگہ بریم ھر سہ تامون خستہ ایم
میتسو:بابا من با نیک و جونگھو میرم بیرون و بگردیم
سولار:خوب بریم خونہ کارا تو بکن بعد
میتسو:خوب باشہ
تھیونگ:اینا دیگہ کین?
سولار:دوستای میتسو
تھیونگ:دوستی دختر و پسر?
میتسو:خیلی وقتہ باھم دوستیم مثل خواھر برادریم
جیمین:ھرچی باشہ درست نیست
میتسو
دیگہ داشتم کلافہ میشدم اخہ بہ شما چہہہہہہہہہہ (من دارم جر میخورم🤣🤣🤣)
سولار:نہ بابا پسرای خوبین
جونگھو:میتسووووووووووووو
برگشتم وایییییی این دوتا خر و ببین دلم براشون تنگ شدہ بود
میتسو:خرای من دلم براتون تنگ شدہ بود عررر
نیک:منم ھمینطور پری گاو نماااا🤣
میتسو:بیشور عنتررر
جونگھو:نصف فش ھای جھان رو بہ ھم دیگہ دادیم🤣
میتسو:میدونم حال میدہ وقتی بھتون فش میدم
نیک:بی ادب ما ازت بزرگتریم
میتسو: ھر چی
رزان: خوب حالا دعوا نکنید دخترم باھامون میایی یا با پسرا میری
میتسو: نہ مامان میام خونہ بعدا بریم بیرون
نیک: بنظرم فردا ظھر بریم
میتسو: اممم باشہ پس فردا ظھر بریم بیرون
پرش بہ فردا ظھر ساعت ۴:۳۶ دقیقہ
میتسو
ساعت ۴ بود رفتم حاضر بشم اول موھامو بالا دم اسبی بستم بعد شم ی شلوار لی آبی اسمونی رنگ پوشیدم بای بافتنی سفید یقہ دار از روش ی کت لی پوشیدم کفش ھای سفیدم رو پوشیدم کیف آبی رنگ رو برداشتم وسایل لازم رو گذاشتم گوشوارہ ھای ستارہ ای شکلم رو انداختم بعدش ی قمقمہ آبی رنگ برداشتم عینک طبیم رو زدم (عکس لباسش رو میزارم)
رفتم پایین پسرا منتظرم بودن
میتسو: خوب دیگہ بریم
نیک:باشہ بریم
رفتیم سوار ماشین شدیم نیک و جونگھو جلو نشستن منم عقب نشستم
ادامہ دارد
(رز سیاہ من)
میتسو:خوشبختم میتسو ھستم
جیمین:اوہ رزان چہ دختر زیبایی داری!
رزان:معلومہ
سولار:خوب دیگہ بریم ھر سہ تامون خستہ ایم
میتسو:بابا من با نیک و جونگھو میرم بیرون و بگردیم
سولار:خوب بریم خونہ کارا تو بکن بعد
میتسو:خوب باشہ
تھیونگ:اینا دیگہ کین?
سولار:دوستای میتسو
تھیونگ:دوستی دختر و پسر?
میتسو:خیلی وقتہ باھم دوستیم مثل خواھر برادریم
جیمین:ھرچی باشہ درست نیست
میتسو
دیگہ داشتم کلافہ میشدم اخہ بہ شما چہہہہہہہہہہ (من دارم جر میخورم🤣🤣🤣)
سولار:نہ بابا پسرای خوبین
جونگھو:میتسووووووووووووو
برگشتم وایییییی این دوتا خر و ببین دلم براشون تنگ شدہ بود
میتسو:خرای من دلم براتون تنگ شدہ بود عررر
نیک:منم ھمینطور پری گاو نماااا🤣
میتسو:بیشور عنتررر
جونگھو:نصف فش ھای جھان رو بہ ھم دیگہ دادیم🤣
میتسو:میدونم حال میدہ وقتی بھتون فش میدم
نیک:بی ادب ما ازت بزرگتریم
میتسو: ھر چی
رزان: خوب حالا دعوا نکنید دخترم باھامون میایی یا با پسرا میری
میتسو: نہ مامان میام خونہ بعدا بریم بیرون
نیک: بنظرم فردا ظھر بریم
میتسو: اممم باشہ پس فردا ظھر بریم بیرون
پرش بہ فردا ظھر ساعت ۴:۳۶ دقیقہ
میتسو
ساعت ۴ بود رفتم حاضر بشم اول موھامو بالا دم اسبی بستم بعد شم ی شلوار لی آبی اسمونی رنگ پوشیدم بای بافتنی سفید یقہ دار از روش ی کت لی پوشیدم کفش ھای سفیدم رو پوشیدم کیف آبی رنگ رو برداشتم وسایل لازم رو گذاشتم گوشوارہ ھای ستارہ ای شکلم رو انداختم بعدش ی قمقمہ آبی رنگ برداشتم عینک طبیم رو زدم (عکس لباسش رو میزارم)
رفتم پایین پسرا منتظرم بودن
میتسو: خوب دیگہ بریم
نیک:باشہ بریم
رفتیم سوار ماشین شدیم نیک و جونگھو جلو نشستن منم عقب نشستم
ادامہ دارد
- ۱۱۴
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط