{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌

‌
من ندیدم دو صنوبر را باهم دشمن
من ندیدم بیدی ،
سایه اش را بفروشد به زمین
رایگان می بخشد ،
نارون شاخه ی خود را به کلاغ
هر کجا برگی هست شور من می شکفد
مثل بال حشره وزن سحر را می دانم
مثل یک گلدان ،
می دهم گوش به موسیقی روییدن
مثل زنبیل پر از میوه
تب تند رسیدن دارم
تا بخواهی خورشید ،
تا بخواهی پیوند ،
تا بخواهی تکثیر
من به سیبی خشنودم 
وبه بوییدن یک بوته ی بابونه
من به یک آیینه ،
یک بستگی پاک قناعت دارم...

سهراب سپهری
دیدگاه ها (۱)

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن.من ندیدم بدی، سایه اش را بفر...

من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمن.من ندیدم بدی، سایه اش را بفر...

من ندیدم دو صنوبر را ؛با هم دشمن ...!من ندیدم بیدی سایه‌اش ر...

هر‌کجا‌برگی‌هستشور من می‌شکفدمثل یک گلدان می‌دهم گوش به موسی...

هر کجا برگی هست، شور من می‌شکفد...مثل یک گلدان،می‌دهم گوش به...

من ندیدم دو صنوبر را با هم دشمنمن ندیدم بیدی سایه اش رابفروش...

هر کجا برگی هست، شور من می‌شکفد...مثل یک گلدان، می‌دهم گوش ب...

هر کجا برگی هست، شور من می شکفد...مثل یک گلدان،می دهم گوشبه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط