P9
ا.ت: خب راستش رو بگو دیگه
نامی: باور کن حوصلم به چوخ رفته بود وگرنه نمی رفتیم
ا.ت: گوشیتو بده
نامی: چرا؟
ا.ت: بده نمیخوام بخورمش که
نامی: اوکی
گوشی نامجون رو ازش گرفتم رمزش رو زد بعد من زنگ زدم به پسرا
مکالمه ا.ت با جیهوپ و جین:
ا.ت: سلام پسرا خوبید؟
هوپی و جین: سلام خوبم
ا.ت: پسرا یه سوال؟
جین: هوووم؟
ا.ت: نامجون با شما دو نفر رفته بود دیشب بار؟
هوپی: آره...چیزی شده؟
ا.ت: اوکی...نه چیزی نشده خدافظ
جین: بای
خب وقتی فهمیدم نامجون با جیهوپ و جین رفته بار خیالم راحت شد و دیگه باهاش حرف نزدم تااااا ناهار وقتی صبحونمون تموم شد پاشدم جمعشون کردم و گذاشتم تو ظرفشویی د بشور😂😂
🌺ادامه دارد...🌺
این پارت هدیه بود چون روزمون بود
نامی: باور کن حوصلم به چوخ رفته بود وگرنه نمی رفتیم
ا.ت: گوشیتو بده
نامی: چرا؟
ا.ت: بده نمیخوام بخورمش که
نامی: اوکی
گوشی نامجون رو ازش گرفتم رمزش رو زد بعد من زنگ زدم به پسرا
مکالمه ا.ت با جیهوپ و جین:
ا.ت: سلام پسرا خوبید؟
هوپی و جین: سلام خوبم
ا.ت: پسرا یه سوال؟
جین: هوووم؟
ا.ت: نامجون با شما دو نفر رفته بود دیشب بار؟
هوپی: آره...چیزی شده؟
ا.ت: اوکی...نه چیزی نشده خدافظ
جین: بای
خب وقتی فهمیدم نامجون با جیهوپ و جین رفته بار خیالم راحت شد و دیگه باهاش حرف نزدم تااااا ناهار وقتی صبحونمون تموم شد پاشدم جمعشون کردم و گذاشتم تو ظرفشویی د بشور😂😂
🌺ادامه دارد...🌺
این پارت هدیه بود چون روزمون بود
- ۸۳۳
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط