‍ شوخی حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم

‍ شوخی حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم

مرا به هشت گردو فروختند

روزی پیامبر، به همراه بلال، از کوچه ای می گذشتند. بچه ها مشغول بازی بودند. بچه ها تا پیامبر را دیدند، دور او حلقه زدند و دامنش را گرفتند و گفتند: همان طور که حسن و حسین را بر شانه هایتان سوار می کنید، ما را هم بر شانه ی خود سوار کنید.
بچه ها هر یک گوشه ای از دامن پیامبر را گرفته بودند و با شور و اشتیاق، همین جمله را تکرار می کردند. پیامبر با دیدن این همه شور و شوق، به بلال فرمودند: «ای بلال! به منزل برو و هر چه پیدا کردی، بیاور تا خود را از این بچه ها بخرم».
بلال، با عجله رفت و با هشت گردو برگشت. پیامبر، هشت گردو را بین بچه ها تقسیم کرد و بدین ترتیب، خود را از دست بچه ها رها کردند و به همراه بلال، به راهشان ادامه دادند. در راه، پیامبر رو به بلال کردند و به مزاح گفتند: «خدا برادرم، یوسف صدیق را رحمت کند. او را به مقداری پول بی ارزش فروختند و مرا نیز به هشت گردو معامله کردند»
وقایع الأیام، ج 3 ص 69.
راسخون
دیدگاه ها (۲)

👤: چی باعث می‌شه قدرت اینو داشته باشی که از پس هر کاری بربیا...

دیر کرده بود. هیچوقت برای نماز جماعت دیر نمی آمد. نگرانش شدن...

فروش پیامبر به چند گردو:روزی پیامبر برای اقامه نماز عازم مسج...

#مبعث مبارک | اینستاگرام: @z.kianiiروزی پیامبر اکرم(ص) برای ...

توجه به کودکبِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم گروهی از ک...

#پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم بر گروهى گذشتند كه سنگى...

پاسخ به شبهات در شیعه و اهل سنت قرآن صریحاً می‌فرماید؛ پر...

#امام_سجاد علیه السلام #پیامبر_اکرم صلی الله علیه و آله وسلم...

#داستان_گریه_بار_وفات_محبوب_مان_حضرت_محمد_صلی_الله_علیه_وسلم...

#دوران_کودکی_امام_علی_علیه_السلامزمانی که علی (ع) خردسال بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط