{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدای بابا: گرفتین...؟ بزنم؟...

صدای بابا: گرفتین...؟ بزنم؟...
و بعدش باران توت و جیغ ما بچه‌ها... شولولولوووووو....

و مسابقه برای برداشتن توت‌های سفیدتر و تپل‌تر از رو زمین
جای مادربزرگم با پارچ پر از دوغ محلی خالی... جای بابابزرگم 
خالی که کلی توت تو ظرف کنه برا همسایه‌ها...


فصلها میگذرند، درختها توت میدن، ولی خوشی گذشته توی همون زمان موند و تکرار نشد.

🔴
دیدگاه ها (۳)

زیادت را دزدیدندکمت را آرزو کردم..

کیوسک های تلفن را جمع کردندو دوستت دارم ها رابه انبار بردندب...

بعضی وقتاباید از زندگی بیای بیرونو کمی استراحت کنی

قایق قسمت اگر دور کند از تو مرارود را سمت تو برعکس شنا خواهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط