{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پایانِ قصـه یادم

پایانِ قصـه یادم
نیست...
اما تا همـان جایی ڪه یادم است
بعداز رفتنت
چیــزی در مــن فـــــرو ریخت
ڪه خیلـی خیلـی شبیهء مـن بـود......
دیدگاه ها (۵)

‌من به تقدیر رو زدم امّا...سرنوشتِ دو خط، موازی بود ......

http://dl.mp3dunyasi.ir/Turk%20mp3/Rafet%20El%20Roman/Rafet%...

درست وقتی انتظارش را نداری ...به سراغت می‌آیددر پارکدر کتاب ...

تکه ای از روحم خیلی درد می کند!آنجایش که...پر بود از شیطنت ه...

بـر چيزے ڪه گذشتچيزے.ڪه شڪستچيزے ڪه ريختچيزے.ڪه نشـدحسرت نخـ...

چه دلبرانه به من خندیدیو منچه غریبانه رفتنت را بغض ڪردمپشت س...

کم آورد😭من بایسم شوگا نیست ولی بیچاره خیلی ریخت توی خودش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط