{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچه گفتی دوستت دارم همه افسانه بود

هرچه گفتی دوستت دارم همه افسانه بود

بی وفا قول و قرارت، پوچ و بس رندانه بود

در فراقت گریه کردم،بر نگاهم خنده کردی

من چه کردم باتو اینگونه، دلت خصمانه بود

وعده دادم باتو باشم،وعده ها دادی و رفتی

ننگ بر قول و قرار هایی، که مذبوحانه بود

تو سخن از عشق گفتی، چه ساده باورم شد

عشق خودبرباد دادم، چونکه کورکورانه بود
دیدگاه ها (۲)

از سکوتم می نویسم تا بدانی خسته ام،،،بی هوایت کنج پستوهای غم...

شب شکنم به عشق تو... هنوز ماه من توییعشق تو شد گناه من... رم...

لحظه ای از عشق خواندی ، جان من بیمار شدشور عشقت را گرفتم ، ن...

شب هارا نمیشود به تنهایی سپری کرد ...باید کسی را داشته باشی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط