part
𝖙𝖆𝖘𝖙𝖊 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊: part 6
ویو الیور=
اوه مای گاش! یعنی الان منو دد تنها شدیم؟ وای خدا
بابا: خب خب الیور جان نظرت راجب یه تنبیه چیه؟ جلو میاد و یقه مو میگیره 😂😂😂ازش بلندترمممم
•-اوه دد دلت میاددد؟؟؟
بابا: الیوررررررررررر!!
•-جانم دد
بابا: گم شو از جلو چشمام بعدا به حساب تو یکی میرسم
ویو کیت=
رفتم دستمو درس کردن اومدم-هیچ کدوم از نویسنده ها منو گردن نگرفتن(دستشو بخیه زدن و الان فعلا زندس=آیرین) الان فعلا به دستور گریک-دکتره-تو در مونگاه میمونم تا ببینیم فردا چی میشه (به شخصه از کیت خوشم نمیاد تا دسته چاقو رو کرده تو لیام قشنگم گناه داره بچم خب😭🥺=تاگا)(به من ربطه نداره لیام خودش گرف کیت بوسید. من چیزو گردن نمیگیرم=آیرین)
فردا صبح:
ویو لیام=
☆-یه روز عن دیگه، چه عالی! متعالی🤣🤣 از خواب بلند شدم رفتم حموم و بعدش رفتم که الیور و بلند کنم.
*اتاق الیور*
خودمو انداختم روش ☆-هوی الدنگ دراز بلند شو
•-ساعت ۶صبحه بگیر بکف
☆-بلند شو امروز بیکاریم بلند شو بریم عشق حال تا دوباره مجبورمون نکردن آشغال جمع کنیم
نمیام خودت برو میخوام بکفم
☆-نیا به درک زهر هلاهل
در نهایتم خودم رفتم بیرون
ویو کیت=
دستم دیگه گز گز نمیکنه با اینکه یه سرم بهم وصله اهمیتی نمیدم و از دستم میکنمش از تخت میام پایین از اتاق میرم بیرون و به سمت خوابگاه میرم. وای خدا مرسی امروز بیکاریم بعد استراحتم میرم تمرین تا بدنم کم نیاره
#پارت۶
ویو الیور=
اوه مای گاش! یعنی الان منو دد تنها شدیم؟ وای خدا
بابا: خب خب الیور جان نظرت راجب یه تنبیه چیه؟ جلو میاد و یقه مو میگیره 😂😂😂ازش بلندترمممم
•-اوه دد دلت میاددد؟؟؟
بابا: الیوررررررررررر!!
•-جانم دد
بابا: گم شو از جلو چشمام بعدا به حساب تو یکی میرسم
ویو کیت=
رفتم دستمو درس کردن اومدم-هیچ کدوم از نویسنده ها منو گردن نگرفتن(دستشو بخیه زدن و الان فعلا زندس=آیرین) الان فعلا به دستور گریک-دکتره-تو در مونگاه میمونم تا ببینیم فردا چی میشه (به شخصه از کیت خوشم نمیاد تا دسته چاقو رو کرده تو لیام قشنگم گناه داره بچم خب😭🥺=تاگا)(به من ربطه نداره لیام خودش گرف کیت بوسید. من چیزو گردن نمیگیرم=آیرین)
فردا صبح:
ویو لیام=
☆-یه روز عن دیگه، چه عالی! متعالی🤣🤣 از خواب بلند شدم رفتم حموم و بعدش رفتم که الیور و بلند کنم.
*اتاق الیور*
خودمو انداختم روش ☆-هوی الدنگ دراز بلند شو
•-ساعت ۶صبحه بگیر بکف
☆-بلند شو امروز بیکاریم بلند شو بریم عشق حال تا دوباره مجبورمون نکردن آشغال جمع کنیم
نمیام خودت برو میخوام بکفم
☆-نیا به درک زهر هلاهل
در نهایتم خودم رفتم بیرون
ویو کیت=
دستم دیگه گز گز نمیکنه با اینکه یه سرم بهم وصله اهمیتی نمیدم و از دستم میکنمش از تخت میام پایین از اتاق میرم بیرون و به سمت خوابگاه میرم. وای خدا مرسی امروز بیکاریم بعد استراحتم میرم تمرین تا بدنم کم نیاره
#پارت۶
- ۳۶۰
- ۱۴ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط