{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که گفتم از همون اول،

من که گفتم از همون اول،
گفتم خسته میشی ،
گفتم میری ،
گفتم زود میشکنم ،
گفتم اهلش نیستم ...
نگفتم؟؟؟
ولی تو گفتی
نه،دوست دارم ،
نه بخدا ،
نه بجون مامانم ،
نه به مرگ خودم ،
نه به جون تو...
گفتی گفتی گفتی ...
موندم ،
وابسته شدم...

اخرش دیدی خسته شدی
دیدی رفتی...
دیدی تنهام گذاشتی...

ولی نگاه کن الان بزرگ شدم ،
از روزی که دوسم نداشتی بزرگ شدم،
فک کنم آدما قلبشون که میشکنه بزرگ میشن ،
درک میکنن ،
توام منو بزرگ کردی ...
مرسی که دلم رو شکوندی و باعث شدی که بفهمم تو این دنیا کی به کیه

این بار قول میدم ،
نه به تو ،
به خودم ...
اعتماد ممنوع
دیدگاه ها (۱)

یه روز خوب هوا دونفره امروز عالی بود

یه روز عالی و بارونی با آش خوشمزه مامانبزرگ

وقتـی میـگَـم تـــو رو میـخوام یعـنی هـیچ کَـسی تـو دنیـامــ...

دلم گرفته از خدا واسه اینکه جدامون کرداگه قسمت جدایی بود واس...

دیدی بی من داری میری دیدی قولاتو شکستیدیدی راست گفتم عزیزم د...

و یکبار مغز از قلب پرسیدمن از کنترل همه چی خسته ام تو چرا ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط