" آتش عشق "
" آتش عشق "
منکه دل راهمچوگیسویت پریشان کرده ام
آتش عشق ترا درسینه پنهان کرده م
گرگهی باگوشه ی چشمت نگاهم کرده ای!
تک نگاهت را تمام جان به قربان کرده ام
در رواق منظر چشم منست رخسار تو
زین سبب چشمان خود پیوسته گریان کرده ام
زخمه ی تیغ جفارا کی طبیب درمان کند؟
آن طبیبم درد خود باناله درمان کرده ام
کلک فرمان فلک افسانه ای برما نگاشت!
آه این افسانه را تا بامدادان کرده ام
میکند قصدی دگر امشب(غریبی)تا مگر
نقدجانم را فدای راه جانان کرده ام
منکه دل راهمچوگیسویت پریشان کرده ام
آتش عشق ترا درسینه پنهان کرده م
گرگهی باگوشه ی چشمت نگاهم کرده ای!
تک نگاهت را تمام جان به قربان کرده ام
در رواق منظر چشم منست رخسار تو
زین سبب چشمان خود پیوسته گریان کرده ام
زخمه ی تیغ جفارا کی طبیب درمان کند؟
آن طبیبم درد خود باناله درمان کرده ام
کلک فرمان فلک افسانه ای برما نگاشت!
آه این افسانه را تا بامدادان کرده ام
میکند قصدی دگر امشب(غریبی)تا مگر
نقدجانم را فدای راه جانان کرده ام
- ۲.۲k
- ۲۰ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط