{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه

نه!
هرگز شب را باور نکردم
چرا که
در فراسوهای دهلیزش
به امید دریچه ئی
دل بسته بودم.
#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۳)

اکنون تو رفته‌ایو غروب سایه می گسترد به سینهٔ راه #فروغ_فرخز...

و کلامی مهرباندر نخستین دیدارِ بامدادی ـــفغانکه در پسِ پاسخ...

چو شببه راهِ تو ماندمکه ماهِ من باشی #هوشنگ_ابتهاج

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد #مولانا

تقدیم به دلهای شکسته

شب چله

چشم مستت چه کند با من بیمار امشب این دل تنگ من و این تن بیما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط