{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام زمین درقلمرو زمستان است...

تمام زمین درقلمرو زمستان است...
سوز سرما به بند کشیده است دلها را...
کسی را به دیدن کسی,اشتیاقی نیست...
نه اواز پرنـــــده ای,نه امـــدی,نه رفــــتی
نه صدای بلبلی عاشق بر شاخه ی گلی
نه به ناز دویدن اهـــــــــــــویی زیبا برچمنزاری سبز......
من ازین امپراتوری سرد و عصیانگر بیزارم
من ازلحظه های انتظار
به امیدبهـــــاری که شاید در چنگال بیرحم سرما جان بسپارم
و هرگز نبینمش سخت بیزارم....
ای دوست:
مـــــــــرا به خاطـــــــــــــر بسپار...
دیدگاه ها (۳)

من فكر مي كنم هرگز نبوده قلب من اين گونه گرم و سرخ: احساس م...

من هستم و دوباره دلی بی قرار تو این کوچه های خسته ی چشم انتظ...

روزهای بی خاطـــــــره شبهای بلند و یاد تـــــــــــو..... خ...

ديروز به ياد تو و آن عشق دل انگيز بر پيكر خود پيرهن سبز نمود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط