{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت‌۲

پارت‌۲
ویو‌کوک‌
از‌شرکت‌برگشتم‌‌یه ‌قرداد‌بزرگ‌‌‌‌ازدست‌‌دادم‌
عصبی‌بودم‌که‌‌ات‌‌امد‌‌تو‌آشپز‌‌خونه‌‌تصمیم ‌گرفتم‌همه‌‌حرصم‌رو‌‌سرش‌‌خالی‌کنم‌‌بردمش‌
داخل‌‌اتاق‌‌شکنجه ‌‌به‌‌‌‌التماساش‌‌گوش‌نمی‌
کردم‌‌و‌‌محمکم‌‌با‌
شلاق‌‌کتک‌کش‌زدم‌‌‌‌

ویو ات
با‌‌درد‌‌بدی‌‌از‌‌خواب‌‌بیدار‌شدم‌‌
نمیتونستم‌‌درست‌‌ببینم‌
خیلی‌درد‌‌داشتم‌‌که‌‌در‌‌اتاق‌‌
بازشد‌‌اون‌‌اون‌‌آجوما‌‌هق‌
اونم‌‌دوباره ‌‌کتکم‌‌میزنه‌
علامت‌‌آجوما^
^بیدار‌‌شو‌‌هرزه‌‌داد
^بیبنم‌ بیداری‌‌جوابم‌‌رونمیدی‌
‌آجوما‌‌محکم‌‌از‌‌مو‌‌های‌ات‌‌گرفت‌
+آخخخخخ‌
^که‌‌اینکه‌‌جواب‌‌منو‌‌نمیدی‌‌هااا‌‌داد
+ببببب‌بخ‌‌بخشید🥺
^زود‌‌‌‌تن‌‌لشتو‌‌جمع‌‌کن‌
باید‌‌کار‌‌کنی‌‌‌‌عصبی‌
وبعد‌‌موهای‌‌ات‌‌رو‌ول‌‌کرد‌
‌ات‌‌نمیتونست‌‌از‌‌سر‌‌جاش‌‌بلند‌‌شه‌
پس‌‌کشون‌‌کشون‌‌خودشو‌‌کشید‌سمت‌
از‌‌دیوار‌کمک‌‌گرفت‌‌و‌‌بلند‌‌شد‌‌
رفت‌‌سمت‌آشپز‌‌خونه‌‌که‌‌کار‌‌همیشه‌‌
شو‌انجام‌‌بده‌‌که‌‌سوهی‌‌دوست‌‌دختر‌‌کوک‌
امد‌‌جلوش‌‌‌
سوهی‌‌:هرزه‌‌اینجا‌‌چیکار‌‌میکنی‌‌
+خانومم‌‌ام‌ددم‌‌یکم‌غذا‌‌بخورم‌
سوهی‌‌یکم‌‌نون‌‌به‌‌ات‌‌داد‌‌
بیا‌‌جنده‌
+ممنو‌‌اشک‌

پرش‌‌زمانی‌‌به‌‌شب‌‌
ات‌‌داشت‌‌تبعق‌‌معمول‌
اعمارت‌‌تمیز‌‌میکرد‌‌
که‌‌یکی‌‌محکم‌‌اونو‌‌از‌‌پشت‌‌بغل‌‌کرد‌
درست‌‌اون‌‌کوک‌بود‌
_سوهی‌‌نظرت‌‌چی‌‌به‌ددی‌‌حال‌‌ها‌‌ مست‌‌بم
+ااارباااب‌‌خوااههش‌میکنم‌‌ولم‌‌کنید‌
که‌‌کوک‌‌خنده‌‌بلندی‌‌کرد‌‌ودر. گوش‌‌‌حرف‌‌زد
_آه‌‌بیبی‌‌گرل‌‌حسو‌‌‌‌پوزیشن ‌‌‌‌ارباب‌‌برده‌‌ایی‌کردی‌
+نهههه‌‌خواهش‌‌میکنم‌‌ولمم‌کنن‌‌. گریه
‌کوک‌‌بدون‌‌توجه‌‌به‌‌ات‌‌انو‌‌رو‌‌دوشش‌‌انداخت‌
و‌برد‌‌تو‌‌اتاقش‌‌‌
+خواهششش‌‌میکنم‌‌هق‌‌‌ولم‌‌کن‌‌هق‌
_هیشش‌‌قراره‌به‌‌ددی‌‌حال‌‌بدی‌‌ ‌

و‌بد‌‌به ‌لباسای‌‌ات‌‌حمل‌‌ور‌‌شد‌‌

اسمات‌‌کامنتا‌‌

گزارش‌‌نکن‌‌
گناهممم
جانم‌‌فدا‌‌رهبر‌‌عزیز‌‌ایرانم۰😁
شرط‌ ۹‌‌لایک‌‌
‌‌
دیدگاه ها (۱۳)

پارت۹که اون سوهیه پیکمی اومد پیششسوهی: ببین دختره ی هرزه دفع...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

part²⁶ات ویوکوک برگشت و برای همه شراب می‌گرفت اما برای من نگ...

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

مربی موتور سوار

وقتی عموت بود

?𝓪𝓻𝓽۴۳ات ویو دیدم سومین داره میره سمت کوک زود تر ازش دویدم س...

خب خب بریم سناریو از کوکو جان زمان بونتن عکس دومی ات عکس سوم...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟏مینا با دیدن اشک روی گونه‌ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط