{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غزل آمد به لبم خون به قلم جاری کرد💔 😭

غزل آمد به لبم خون به قلم جاری کرد💔 😭

مقتلی باز نمودم وچه اقراری کرد💔

میخ در قامت در ، ضرب لگد ، پای عدو

مانده ام مات که دیوار چرا یاری کرد 💔 😔 😭
دیدگاه ها (۲)

✨ 🌸 خدایا🙏 بحق خانم فاطمه زهرا سشفای بیماران،آمرزش گناهانرف...

در این شب زیبای زمستونیدعا میکنم مرغ آمین بیاید و بر آرزوهای...

امشب علی عزادار استحسین قلبش شکسته💔 مهدی شب زنده دار استحسن ...

آتش زدن خانه مولا بهانه بود♨ ️مقصود خصم ، کشتن بانوی خانه بو...

#تاج_و_طوفانپارت ۳۴: دری که دیر باز شدباد سرد بندر بین کانتی...

نویسنده آوین | 그녀는 내 거야پارت³² | سقوط در آغوشِ خونجونکوک دیگر...

این داستان زجر دادن آیلین شروع میشود🥹😂👈🏻👉🏻اول اسلاید هارو بخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط