{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح بیتو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد

صبح بی‌تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد

بی‌‌تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد

بی‌تو می‌گویند تعطیل است کار عشقبازی

عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد

جغد بر ویرانه می‌خواند به انکار تو اما

خاک این ویرانه‌ها بویی از آن گنجینه دارد

خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد

عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد

روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرم

ای خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد

در هوای عاشقان پر می‌کشد با بیقراری

آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد

ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می‌گشاید

آنکه در دستش کلید شهر پر آیینه دارد
دیدگاه ها (۳)

همیشه که فصل پاییز،فصل عاشق شدن و قدم زدن و شعر خواندن نیست....

بعضی چیزها هست که نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند... • سنگ ........

چه شبا پنجره رو بستمتا عطر یادت نرهاز خونه ی من...

فال حافظ که بگیرند همه میفهمندکار عاشق فقط ای کاش به یلدا نر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط