{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برزخ یعنی

برزخ یعنی
جایی همین حوالی ،
باشی و نباشی
برزخ یعنی
صدای قدمهایت را
پشت در خانه ام شنیدن
اما
در سکوت محو میشوی
در غبار
برزخ یعنی
بودن و نبودنت
برزخ یعنی
من که دستهایم تهی است از دستهای تو
برزخ یعنی
من که مشتاقانه نامت را هرلحظه با لبهایی خاموش صدا میزنم
برزخ یعنی
دنیای من بی تو
بی حضور تو
برزخ یعنی
سوختن های مدام زجر اوردی که جان را به لب رسانده و دردش به استخوان رسیده
برزخ یعنی
نداشتنت
حتی به اندازه ی یک بار ،
بلند بلند صدا کردن نامت میان جمع
آی مردم این شهر
گوش تیز کنید
نامش را از میان لبهایی بهم دوخته ام بشنوید
دچار یعنی من
دیدگاه ها (۲)

❗کوتاه ولی بامعنا : ای انسان؛ یاد...

میراث دار نگاه تودل من استواین دلدوستت دارم راروزی از لبان ت...

تقدیم بهآنہــــــــــایی که بی ت...

با دلم قهر نکن بی تو دلم می گیرد"هستی" ام،بی تو همه هستی من ...

شعله های حسادت در قلب تومان پارت 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط