کاش میشد یه روز آفتابی به دور از چشم هر کسی دستت

کاش میشد، یه روز آفتابی به دور از چشم هر کسی دستت
رو بگیرم و ببرمت به شانزلیزه... اونجا بستنی میخوردیم، تو
برای من با لهجه ی ناشی و جدیدت آهنگ شانزلیزه رو
میخوندی... کلاه فرانسوی من و به سرت میذاشتی و من محو
چهره ات میشدم، محو اون خط های کنار لبت وقتی
میخندیدی... محو خط شدن چشمهات... محو همه چیت... تو
من و دیوونه ی بی پروا صدا میزدی اما بین عاشقای اسطوره
ای اگه من رومئو بودم، تو ژولیت میشدی؟ آره جیمینا کاش
میشد هیچ جمله ای با کاش شروع نشه"

~جانگ جیهوپ
-دزیره

فالوشم بک میدم-!🗿🌾
دیدگاه ها (۰)

معنای واقعی دویدن چی بود؟ اون تمام اون حرفها رو زد تا به من...

یه نور غریبه به اندازه ی تاریکی ترسناکه... درسته سویونا" حق ...

میبینی ماری؟ چطور درگیر تاریخ جهان شدم؟... یک کنجکاوی ساده ز...

دیدن آدما بعد از یه مدت خوب به نظر میرسه... اما نیست.. ترسنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط