{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به یک صبح

من به یک صبح
که با خنده ات آغاز شود
می اندیشم
و به یک حبه ی قند
که از کنجِ لبت بردارم؛
کاش این صبح بیاید
و اندیشه ی من
رنگِ رویا نشود...!
دیدگاه ها (۰)

ميخواهم همين امشب قَدرَت را بدانم شايد شبى برسد كه هر كدامما...

اگر آغوش تو مأمن پایانی من باشدمرا جز مرگ آرزویی نیست...

صبح شروعِ عاشقیست ! پس عاشقانه شروع میکنم صبحِ دوست داشتنت ر...

دوستت دارممثل گم شدن در نقاشى هاى لوورمثل پرسه در پاريسمثل ش...

کاش سوره ای به نام"پدر"بودکه این گونه آغاز میشد:قسم بر پینه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط