{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به من مى گفت:

به من مى گفت:
"چشم هاى تو مرا به اين روز انداخت.
اين نگاهِ تو كارِ مرا به اينجا كشانده.
تاب و تحمل نگاه هاى تو را نداشتم.
نمى ديدى كه چشم بر زمين مى دوختم؟"
به او گفتم:
"در چشم هاى من دقيق تر نگاه كن!
جز تو هيچ چيزى در آن نيست..."❤
دیدگاه ها (۱۶)

جمعه شبیه زنیستکه پشت پنجره ایستاده، از دلتنگی ناخن هایش را ...

درنگاهت مستی و دلدادگی پر میزندگوییا عشق است برکاشانه ام در ...

باورت شد عشق اینجا ذلت است ؟؟عاشقی سوزاندن حیثیت است ؟؟؟باور...

💟 یک درود پراز احسـاس عالی🌸 یک درود پراز محبت💟 یک درود پراز ...

📚🔖قسمتی‌از‌کتاب "نباید می‌ماندیم" معین دهاز یه جا خیلی درست ...

اگر روزی بر آن شدی که بگریزیمرا صدا کنقول نمی‌دهم از تو بخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط